chairpersons

[ایالات متحده]/tʃɛəˈpɜːrsənz/
[بریتانیا]/chɛrˈpɝːsənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع رئیس جلسه

عبارات و ترکیب‌ها

chairpersons meeting

جلسه مدیران

chairpersons role

نقش مدیران

chairpersons duties

وظایف مدیران

chairpersons decision

تصمیم مدیران

chairpersons election

انتخاب مدیران

chairpersons report

گزارش مدیران

chairpersons guidelines

دستورالعمل‌های مدیران

chairpersons authority

اختیارات مدیران

chairpersons agenda

دستور کار مدیران

chairpersons responsibilities

مسئولیت‌های مدیران

جملات نمونه

the chairpersons of the committee will meet next week.

اعضای هیئت رئیسه کمیته در هفته آینده ملاقات خواهند کرد.

all chairpersons are required to submit their reports by friday.

همه اعضای هیئت رئیسه باید گزارش های خود را تا روز جمعه ارسال کنند.

chairpersons play a crucial role in guiding discussions.

اعضای هیئت رئیسه نقش مهمی در هدایت بحث ها دارند.

the chairpersons agreed on the new policy changes.

اعضای هیئت رئیسه با تغییرات سیاست جدید موافقت کردند.

we need to elect new chairpersons for the upcoming term.

ما باید اعضای هیئت رئیسه جدید را برای دوره آینده انتخاب کنیم.

chairpersons should facilitate open communication among members.

اعضای هیئت رئیسه باید ارتباطات باز را در بین اعضا تسهیل کنند.

the chairpersons will represent us at the annual conference.

اعضای هیئت رئیسه ما را در کنفرانس سالانه نمایندگی خواهند کرد.

each chairperson is responsible for their respective teams.

هر عضو هیئت رئیسه مسئول تیم های خود است.

chairpersons often handle conflicts within the group.

اعضای هیئت رئیسه اغلب درگیری ها را در گروه مدیریت می کنند.

training sessions for chairpersons will be held next month.

جلسات آموزشی برای اعضای هیئت رئیسه در ماه آینده برگزار خواهد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید