conventionalisms

[ایالات متحده]/kən'venʃənəlizəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پایبندی به باورها یا شیوه‌های سنتی؛ محافظه‌کاری

جملات نمونه

Many people adhere to conventionalism in their daily lives.

بسیاری از مردم به تعارفات در زندگی روزمره خود پایبند هستند.

His writing style breaks away from conventionalism.

سبک نویسندگی او از تعارفات فاصله می‌گیرد.

The artist challenges conventionalism with her bold and innovative creations.

هنرمند با آثار جسورانه و نوآورانه خود، تعارفات را به چالش می‌کشد.

The company's success is attributed to its willingness to break away from conventionalism.

موفقیت شرکت به تمایل آن برای دور شدن از تعارفات نسبت داده می‌شود.

In some cultures, conventionalism plays a significant role in shaping social norms.

در برخی فرهنگ‌ها، تعارفات نقش مهمی در شکل‌دهی هنجارهای اجتماعی ایفا می‌کند.

The designer's unconventional approach challenges conventionalism in the fashion industry.

رویکرد غیرمتعارف طراح، تعارفات را در صنعت مد به چالش می‌کشد.

Conventionalism can sometimes hinder innovation and progress.

تعارفات گاهی اوقات می‌توانند مانع نوآوری و پیشرفت شوند.

Breaking free from conventionalism can lead to new possibilities and discoveries.

رهایی از تعارفات می‌تواند منجر به امکانات و اکتشافات جدید شود.

The film director's unconventional storytelling techniques defy conventionalism.

تکنیک‌های داستان‌گویی غیرمتعارف کارگردان فیلم، تعارفات را نادیده می‌گیرند.

In art, conventionalism is often challenged to push boundaries and explore new forms of expression.

در هنر، تعارفات اغلب به چالش کشیده می‌شوند تا مرزها را گسترش دهند و اشکال جدیدی از بیان را کشف کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید