conversating

[ایالات متحده]/ˈkɒnvəseɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɑnvərseɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. در گفتگو شرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

conversating casually

گفتگوی غیررسمی

conversating frequently

گفتگوی مکرر

conversating openly

گفتگوی آشکار

conversating effectively

گفتگوی مؤثر

conversating deeply

گفتگوی عمیق

conversating politely

گفتگوی مؤدبانه

conversating smoothly

گفتگوی روان

conversating sincerely

گفتگوی صادقانه

conversating briefly

گفتگوی کوتاه

conversating regularly

گفتگوی منظم

جملات نمونه

we spent the evening conversating about our future plans.

ما شام را صرف گفتگو درباره برنامه‌های آینده خودمان کردیم.

she enjoys conversating with her friends over coffee.

او از گفتگو با دوستانش در کنار قهوه لذت می‌برد.

they were conversating about their favorite books.

آنها درباره کتاب‌های مورد علاقه خود صحبت می‌کردند.

he prefers conversating in person rather than over the phone.

او ترجیح می‌دهد حضوری صحبت کند تا تلفنی.

we were conversating so much that we lost track of time.

ما آنقدر صحبت می‌کردیم که گذر زمان را متوجه نشدیم.

conversating with different cultures can broaden your perspective.

صحبت کردن با فرهنگ‌های مختلف می‌تواند دیدگاه شما را گسترش دهد.

she loves conversating with strangers while traveling.

او عاشق صحبت کردن با غریبه‌ها در حین سفر است.

they were conversating about the latest news in technology.

آنها درباره آخرین اخبار در زمینه فناوری صحبت می‌کردند.

it's important to practice conversating in a new language.

تمرین صحبت کردن به یک زبان جدید مهم است.

we enjoyed conversating under the stars last night.

ما شب گذشته از صحبت کردن زیر نور ستارگان لذت بردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید