she converses with her colleague about the new project during lunch breaks.
او در زمانهای استراحت ناهار با همکار خود درباره پروژه جدید گفتگو میکند.
the professor converses easily with students from diverse backgrounds.
پروفسور به راحتی با دانشجویان از پسزمینههای مختلف گفتگو میکند.
he converses fluently in three languages at international conferences.
او در کنفرانسهای بینالمللی به سه زبان بهطور ماهرانه گفتگو میکند.
our manager converses regularly with team members to understand their concerns.
مدیر ما بهطور منظم با اعضای تیم گفتگو میکند تا نگرانیهای آنها را درک کند.
the old friends conversed quietly by the fireplace about their memories.
دوستان قدیمی بهطور خیلی آرام در کنار بخاری درباره یادگارهای خود گفتگو میکردند.
children at summer camp converse informally while making new friends.
کودکان در اردوی تابستانی در حالی که دوستان جدید میسازند بهطور غیررسمی گفتگو میکنند.
the scientists conversed extensively about their research findings at the symposium.
دانشمندان در کنفرانس بهطور گسترده درباره یافتههای تحقیقاتی خود گفتگو میکردند.
the neighbors converse daily about community events and local news.
همسایهها بهطور روزانه درباره رویدادهای جامعه و خبرهای محلی گفتگو میکنند.
the couple converses intimately about their hopes and dreams for the future.
این زوج بهطور نزدیک درباره امیدها و رویاهایشان برای آینده گفتگو میکنند.
business partners converse seriously about the terms of the new contract.
شریکهای کسب و کار بهطور جدی درباره شرایط قرارداد جدید گفتگو میکنند.
language learners converse with native speakers to improve their fluency.
یادگیرندگان زبان با گویای زبان بهطوری که مهارتهایشان را بهبود بخشند گفتگو میکنند.
experts at the conference converse animatedly about emerging technologies.
متخصصان در کنفرانس بهطور پرانergی درباره فناوریهای نوظهور گفتگو میکنند.
she converses with her colleague about the new project during lunch breaks.
او در زمانهای استراحت ناهار با همکار خود درباره پروژه جدید گفتگو میکند.
the professor converses easily with students from diverse backgrounds.
پروفسور به راحتی با دانشجویان از پسزمینههای مختلف گفتگو میکند.
he converses fluently in three languages at international conferences.
او در کنفرانسهای بینالمللی به سه زبان بهطور ماهرانه گفتگو میکند.
our manager converses regularly with team members to understand their concerns.
مدیر ما بهطور منظم با اعضای تیم گفتگو میکند تا نگرانیهای آنها را درک کند.
the old friends conversed quietly by the fireplace about their memories.
دوستان قدیمی بهطور خیلی آرام در کنار بخاری درباره یادگارهای خود گفتگو میکردند.
children at summer camp converse informally while making new friends.
کودکان در اردوی تابستانی در حالی که دوستان جدید میسازند بهطور غیررسمی گفتگو میکنند.
the scientists conversed extensively about their research findings at the symposium.
دانشمندان در کنفرانس بهطور گسترده درباره یافتههای تحقیقاتی خود گفتگو میکردند.
the neighbors converse daily about community events and local news.
همسایهها بهطور روزانه درباره رویدادهای جامعه و خبرهای محلی گفتگو میکنند.
the couple converses intimately about their hopes and dreams for the future.
این زوج بهطور نزدیک درباره امیدها و رویاهایشان برای آینده گفتگو میکنند.
business partners converse seriously about the terms of the new contract.
شریکهای کسب و کار بهطور جدی درباره شرایط قرارداد جدید گفتگو میکنند.
language learners converse with native speakers to improve their fluency.
یادگیرندگان زبان با گویای زبان بهطوری که مهارتهایشان را بهبود بخشند گفتگو میکنند.
experts at the conference converse animatedly about emerging technologies.
متخصصان در کنفرانس بهطور پرانergی درباره فناوریهای نوظهور گفتگو میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید