convokes a meeting
تشکیل جلسه میدهد
convokes the council
شورای عالی را فرا میخواند
convokes a session
جلسه را فرا میخواند
convokes the assembly
مجمع را فرا میخواند
convokes a conference
کنفرانس را فرا میخواند
convokes a discussion
بحث و گفتگو را فرا میخواند
convokes the board
هیئت مدیره را فرا میخواند
convokes the committee
کمیته را فرا میخواند
convokes an event
یک رویداد را فرا میخواند
convokes a forum
انجمن را فرا میخواند
the president convokes a meeting every month.
رئیسجمهور هر ماه یک جلسه همایش برگزار میکند.
the committee convokes to discuss the new policy.
کمیته برای بحث در مورد سیاست جدید تشکیل جلسه میدهد.
she convokes her friends for a surprise party.
او دوستانش را برای یک مهمانی غافلگیرکننده گردهم میآورد.
the school convokes an assembly at the start of the year.
مدارس در ابتدای سال تحصیلی یک گردهمایی برگزار میکند.
the board convokes to address urgent issues.
هیئت رئیسه برای رسیدگی به مسائل فوری تشکیل جلسه میدهد.
he convokes a conference to share research findings.
او کنفرانسی برای به اشتراک گذاشتن یافتههای تحقیقاتی برگزار میکند.
the organization convokes an annual gathering for members.
سازمان یک گردهمایی سالانه برای اعضا برگزار میکند.
the mayor convokes a town hall meeting to hear concerns.
شهردار یک جلسه تالار شهر برای شنیدن نگرانیها برگزار میکند.
during the crisis, the leader convokes emergency sessions.
در طول بحران، رهبر جلسات اضطراری برگزار میکند.
the council convokes to finalize the budget proposal.
شورای شهر برای نهایی کردن پیشنهاد بودجه تشکیل جلسه میدهد.
convokes a meeting
تشکیل جلسه میدهد
convokes the council
شورای عالی را فرا میخواند
convokes a session
جلسه را فرا میخواند
convokes the assembly
مجمع را فرا میخواند
convokes a conference
کنفرانس را فرا میخواند
convokes a discussion
بحث و گفتگو را فرا میخواند
convokes the board
هیئت مدیره را فرا میخواند
convokes the committee
کمیته را فرا میخواند
convokes an event
یک رویداد را فرا میخواند
convokes a forum
انجمن را فرا میخواند
the president convokes a meeting every month.
رئیسجمهور هر ماه یک جلسه همایش برگزار میکند.
the committee convokes to discuss the new policy.
کمیته برای بحث در مورد سیاست جدید تشکیل جلسه میدهد.
she convokes her friends for a surprise party.
او دوستانش را برای یک مهمانی غافلگیرکننده گردهم میآورد.
the school convokes an assembly at the start of the year.
مدارس در ابتدای سال تحصیلی یک گردهمایی برگزار میکند.
the board convokes to address urgent issues.
هیئت رئیسه برای رسیدگی به مسائل فوری تشکیل جلسه میدهد.
he convokes a conference to share research findings.
او کنفرانسی برای به اشتراک گذاشتن یافتههای تحقیقاتی برگزار میکند.
the organization convokes an annual gathering for members.
سازمان یک گردهمایی سالانه برای اعضا برگزار میکند.
the mayor convokes a town hall meeting to hear concerns.
شهردار یک جلسه تالار شهر برای شنیدن نگرانیها برگزار میکند.
during the crisis, the leader convokes emergency sessions.
در طول بحران، رهبر جلسات اضطراری برگزار میکند.
the council convokes to finalize the budget proposal.
شورای شهر برای نهایی کردن پیشنهاد بودجه تشکیل جلسه میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید