convokes

[ایالات متحده]/kənˈvəʊks/
[بریتانیا]/kənˈvoʊks/

ترجمه

v. برای فراخوانی یا احضار یک جلسه

عبارات و ترکیب‌ها

convokes a meeting

تشکیل جلسه می‌دهد

convokes the council

شورای عالی را فرا می‌خواند

convokes a session

جلسه را فرا می‌خواند

convokes the assembly

مجمع را فرا می‌خواند

convokes a conference

کنفرانس را فرا می‌خواند

convokes a discussion

بحث و گفتگو را فرا می‌خواند

convokes the board

هیئت مدیره را فرا می‌خواند

convokes the committee

کمیته را فرا می‌خواند

convokes an event

یک رویداد را فرا می‌خواند

convokes a forum

انجمن را فرا می‌خواند

جملات نمونه

the president convokes a meeting every month.

رئیس‌جمهور هر ماه یک جلسه همایش برگزار می‌کند.

the committee convokes to discuss the new policy.

کمیته برای بحث در مورد سیاست جدید تشکیل جلسه می‌دهد.

she convokes her friends for a surprise party.

او دوستانش را برای یک مهمانی غافلگیرکننده گردهم می‌آورد.

the school convokes an assembly at the start of the year.

مدارس در ابتدای سال تحصیلی یک گردهمایی برگزار می‌کند.

the board convokes to address urgent issues.

هیئت رئیسه برای رسیدگی به مسائل فوری تشکیل جلسه می‌دهد.

he convokes a conference to share research findings.

او کنفرانسی برای به اشتراک گذاشتن یافته‌های تحقیقاتی برگزار می‌کند.

the organization convokes an annual gathering for members.

سازمان یک گردهمایی سالانه برای اعضا برگزار می‌کند.

the mayor convokes a town hall meeting to hear concerns.

شهردار یک جلسه تالار شهر برای شنیدن نگرانی‌ها برگزار می‌کند.

during the crisis, the leader convokes emergency sessions.

در طول بحران، رهبر جلسات اضطراری برگزار می‌کند.

the council convokes to finalize the budget proposal.

شورای شهر برای نهایی کردن پیشنهاد بودجه تشکیل جلسه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید