coolnesses

[ایالات متحده]/ˈkuːlnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈkulnəsɪz/

ترجمه

n. حالت یا کیفیت خنک بودن

عبارات و ترکیب‌ها

coolnesses factor

ضریب خنک‌کنندگی

coolnesses level

سطح خنک‌کنندگی

coolnesses index

شاخص خنک‌کنندگی

coolnesses rating

رتبه‌بندی خنک‌کنندگی

coolnesses appeal

جذابیت خنک‌کنندگی

coolnesses vibe

فضای خنک‌کننده

coolnesses style

سبک خنک‌کننده

coolnesses trend

روند خنک‌کننده

coolnesses quotient

ضریب خنک‌کنندگی

coolnesses factorization

تجزیه‌گرایی خنک‌کنندگی

جملات نمونه

his coolnesses under pressure impressed everyone.

ظاهر آرام و خونسردی او تحت فشار، همه را تحت تاثیر قرار داد.

the coolnesses of the evening made it perfect for a walk.

هوای خنک و مطبوع شب، آن را برای پیاده‌روی عالی کرد.

she admired the coolnesses of his demeanor during the meeting.

او از خونسردی و آرامش رفتارش در طول جلسه تحسین کرد.

coolnesses can often lead to better decision-making.

آرامش و خونسردی اغلب می‌تواند منجر به تصمیم‌گیری بهتر شود.

the coolnesses of the mountain air were refreshing.

هوای خنک کوهستان، بسیار دلپذیر بود.

in times of crisis, his coolnesses were a great asset.

در زمان بحران، خونسردی او یک دارایی بزرگ بود.

she maintained her coolnesses even when things got chaotic.

حتی زمانی که اوضاع آشفته شد، او خونسردی خود را حفظ کرد.

the coolnesses of the ocean breeze were soothing.

نسیم خنک دریا آرامش‌بخش بود.

his coolnesses in negotiations helped seal the deal.

خونسردی او در مذاکرات به نهایی شدن معامله کمک کرد.

finding coolnesses in stressful situations is key to success.

پیدا کردن آرامش در شرایط استرس‌زا، کلید موفقیت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید