corbie

[ایالات متحده]/ˈkɔːbi/
[بریتانیا]/ˈkɔrbi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی کلاغ یا زاغ؛ اصطلاح اسکاتلندی برای زاغ یا پرنده مهاجر

عبارات و ترکیب‌ها

corbie bird

پرنده کوربی

corbie nest

لانه کوربی

corbie caw

کرک کوربی

corbie flight

پرواز کوربی

corbie feathers

پرهای کوربی

corbie shadow

سایه‌ی کوربی

corbie call

تماس کوربی

corbie gathering

گردآوری کوربی

corbie flock

گله کوربی

corbie sighting

مشاهده کوربی

جملات نمونه

the corbie perched on the tree branch, watching the world below.

قرقاول روی شاخه درخت نشسته بود و به دنیای زیر نگاه می‌کرد.

in scottish folklore, the corbie is often seen as a symbol of death.

در فولکلور اسکاتلندی، اغلب غراب به عنوان نمادی از مرگ دیده می‌شود.

the corbie cawed loudly, signaling the arrival of dusk.

غراب با صدای بلند قارآر کرد و از رسیدن شب خبر داد.

he found a corbie feather on his walk through the woods.

او یک پر غراب را در حین قدم زدن در جنگل پیدا کرد.

the corbie's black feathers glistened in the sunlight.

پر‌های سیاه غراب در نور خورشید می‌درخشیدند.

many people believe that a corbie is a messenger from the spirit world.

بسیاری از مردم معتقدند که غراب پیام‌آوری از دنیای ارواح است.

we watched the corbie as it flew gracefully across the sky.

ما غراب را تماشا کردیم که به طور ظریف در آسمان پرواز می‌کرد.

the corbie is often featured in scottish poetry and songs.

غراب اغلب در شعر و آهنگ‌های اسکاتلندی به تصویر کشیده می‌شود.

during the storm, the corbie sought shelter in the old barn.

در طول طوفان، غراب در انبار قدیمی پناه گرفت.

seeing a corbie is considered a bad omen in some cultures.

دیدن یک غراب در برخی فرهنگ‌ها به عنوان یک نشانه‌ بدی در نظر گرفته می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید