cordite

[ایالات متحده]/'kɔːdaɪt/
[بریتانیا]/'kɔrdaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماده انفجاری بدون دود
Word Forms
جمعcordites

جملات نمونه

the acrid stink of cordite

بوی تند و زننده باروت

The stench of cordite and clouds of smoke hung over the hollow.

بوی باروت و دود از دره‌ای آویزان بود.

Since cordite burns at a greater rate at a higher pressure a relief valve must be used to allow generated gas to escape to atmosphere at times when the demand is low.

از آنجایی که باروت با سرعت بیشتری در فشار بالاتر می‌سوزد، یک شیر اطمینان باید برای اجازه خروج گاز تولید شده به اتمسفر در زمان‌هایی که تقاضا کم است، استفاده شود.

The soldiers could smell the distinct odor of cordite after the gunfire.

سربازان پس از شلیک گلوله، بوی مشخص باروت را حس کردند.

Cordite was commonly used as a propellant in ammunition during the early 20th century.

باروت به طور معمول به عنوان ماده پیشران در مهمات در اوایل قرن بیستم استفاده می‌شد.

The forensic team found traces of cordite residue at the crime scene.

تیم پزشکی قانونی بقایای باروت را در صحنه جرم کشف کرد.

The old rifles were still loaded with cordite cartridges from World War II.

تفنگ‌های قدیمی هنوز با فشنگ‌های باروت از جنگ جهانی دوم بارگذاری شده بودند.

The air was thick with the smell of cordite from the fireworks display.

هوا به دلیل نمایش آتش‌بازی، غلیظ از بوی باروت بود.

The soldiers' uniforms were stained with traces of cordite after the battle.

لباس‌های سربازان پس از نبرد با بقایای باروت لکه‌دار شده بودند.

The gunsmith specialized in crafting custom firearms using cordite as the propellant.

صنع‌تفنگ‌ساز در ساخت سلاح‌های گرم سفارشی با استفاده از باروت به عنوان ماده پیشران تخصص داشت.

The detective recognized the smell of cordite, indicating recent gun activity in the area.

مامور پلیس بوی باروت را تشخیص داد که نشان‌دهنده فعالیت‌های اخیر سلاح در آن منطقه بود.

The ammunition factory produced millions of cordite rounds for military use.

کارخانه تولید مهمات میلیون‌ها فشنگ باروت برای استفاده نظامی تولید کرد.

The hunter could tell from the scent of cordite that someone had been shooting nearby.

شکارچی از بوی باروت فهمید که کسی در نزدیکی شلیک کرده است.

نمونه‌های واقعی

'Did you write this? ' The old man smelt of cordite and tobacco.

آیا شما این را نوشتید؟ پیرمرد بوی باروت و تنباکو می‌داد.

منبع: Friday Flash Fiction - 100-word Micro Fiction

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید