cornerback

[ایالات متحده]/ˈkɔːnəbæk/
[بریتانیا]/ˈkɔrnərˌbæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (فوتبال آمریکایی) یک بازیکن دفاعی که گیرنده‌ها را پوشش می‌دهد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

starting cornerback

cornerback شروع کننده

backup cornerback

cornerback پشتیبان

cornerback blitz

بلیتس کرنر پشتیبان

cornerback position

موقعیت کرنر پشتیبان

cornerback play

بازی کرنر پشتیبان

cornerback skills

مهارت های کرنر پشتیبان

cornerback coverage

پوشش کرنر پشتیبان

cornerback technique

تکنیک کرنر پشتیبان

cornerback training

آموزش کرنر پشتیبان

cornerback draft

انتخاب کرنر پشتیبان

جملات نمونه

the cornerback intercepted the pass.

بازیکن گوشه‌ای توپ را رهگیری کرد.

he played as a cornerback for the team.

او به عنوان بازیکن گوشه‌ای برای تیم بازی کرد.

the cornerback needs to be fast and agile.

بازیکن گوشه‌ای باید سریع و چابک باشد.

she was praised for her cornerback skills.

مهارت‌های او به عنوان بازیکن گوشه‌ای مورد تحسین قرار گرفت.

the coach emphasized the importance of a strong cornerback.

مربی بر اهمیت یک بازیکن گوشه‌ای قوی تاکید کرد.

he trained hard to become a better cornerback.

او سخت تمرین کرد تا به یک بازیکن گوشه‌ای بهتر تبدیل شود.

the cornerback covered the wide receiver effectively.

بازیکن گوشه‌ای به طور موثر گیرنده را پوشش داد.

in the last game, the cornerback made a crucial tackle.

در آخرین بازی، بازیکن گوشه‌ای یک تکل حیاتی انجام داد.

good cornerbacks can read the quarterback’s intentions.

بازیکنان گوشه‌ای خوب می‌توانند نیات کوارتربک را بخوانند.

the cornerback's performance was instrumental in the victory.

عملکرد بازیکن گوشه‌ای در پیروزی نقش مهمی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید