blitzing

[ایالات متحده]/blɪt͡sɪŋ/
[بریتانیا]/blit-ziŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با یک اقدام نظامی سریع و قاطع، مشابه یک حمله ناگهانی، حمله کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

blitzing the competition

غلبه بر رقابت

a blitzing attack

حمله سریع و تهاجمی

blitzing the gym

تسخیر باشگاه

جملات نمونه

the team is blitzing the opposing quarterback.

تیم در حال تحت فشار قرار دادن سنگین مدافع مقابل است.

she was blitzing through her homework to finish early.

او با سرعت زیاد تکالیف خود را انجام می‌داد تا زودتر تمام کند.

the marketing campaign is blitzing social media.

کمپین بازاریابی در حال بمباران رسانه‌های اجتماعی است.

the students are blitzing for the upcoming exam.

دانشجویان برای امتحان آینده با تمام توان تلاش می‌کنند.

he is blitzing through the video game levels.

او در حال پشت سر گذاشتن سریع مراحل بازی ویدیویی است.

the company is blitzing its competitors with new products.

شرکت با محصولات جدید، رقبای خود را تحت فشار قرار می‌دهد.

they are blitzing the neighborhood with flyers.

آنها در حال پخش گسترده بروشورها در محله هستند.

the coach decided to start blitzing in the second half.

مربی تصمیم گرفت در نیمه دوم با تاکتیک فشار سنگین بازی کند.

she loves blitzing through her favorite series on weekends.

او عاشق پشت سر گذاشتن سریالی مورد علاقه‌اش در آخر هفته‌ها با سرعت زیاد است.

the sales team is blitzing potential clients this month.

تیم فروش این ماه با تمام توان در حال ارتباط با مشتریان بالقوه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید