cornering speed
سرعت در پیچ
cornering force
نیروی در پیچ
cornering stability
پایداری در پیچ
cornering grip
چسبندگی در پیچ
cornering technique
تکنیک در پیچ
cornering dynamics
پویایی در پیچ
cornering behavior
رفتار در پیچ
cornering limits
محدودیت های در پیچ
cornering performance
عملکرد در پیچ
cornering response
واکنش در پیچ
the car was cornering sharply on the winding road.
ماشین با سرعت زیاد در جاده پرپیچ و خم در حال گردش بود.
he is cornering the market with his innovative products.
او با محصولات نوآورانه خود بازار را در دست گرفته است.
cornering a suspect requires careful planning by the police.
دستگیری یک مظنون نیاز به برنامه ریزی دقیق توسط پلیس دارد.
she excels at cornering her opponents in debates.
او در بحثها در به زانو درآوردن حریفان خود مهارت دارد.
the athlete is known for cornering with precision during races.
این ورزشکار به دلیل گردش با دقت در طول مسابقات شناخته شده است.
cornering techniques are essential for racing success.
تکنیکهای گردش برای موفقیت در مسابقه ضروری هستند.
he was cornering the issue during the meeting.
او در طول جلسه موضوع را به سمت خود سوق می داد.
cornering the cat required patience and skill.
گرفتن گربه نیاز به صبر و مهارت داشت.
the team is cornering the competition with their new strategy.
تیم با استراتژی جدید خود رقابت را در دست گرفته است.
she felt cornered when everyone asked her for a decision.
او احساس کرد که وقتی همه از او برای تصمیم گیری خواستند، به گوشه رانده شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید