cornhusk

[ایالات متحده]/ˈkɔːnhʌsk/
[بریتانیا]/ˈkɔrnˌhʌsk/

ترجمه

n. پوشش خارجی یک دانه ذرت؛ پوست ذرت
Word Forms
جمعcornhusks

عبارات و ترکیب‌ها

cornhusk doll

عروسک پوست ذرت

cornhusk crafts

هنر و صنایع دستی پوست ذرت

cornhusk weaving

بافت با پوست ذرت

cornhusk decoration

تزئینات با پوست ذرت

cornhusk material

مواد اولیه پوست ذرت

cornhusk basket

سبد پوست ذرت

cornhusk fiber

الیاف پوست ذرت

cornhusk string

طناب پوست ذرت

cornhusk art

هنر پوست ذرت

cornhusk bundle

بسته پوست ذرت

جملات نمونه

the farmer used cornhusk to make a traditional doll.

کشاورز از پوست ذرت برای ساختن یک عروسک سنتی استفاده کرد.

she wrapped the tamales in cornhusk before steaming.

او قبل از بخارپز کردن، تاماله‌ها را در پوست ذرت پیچید.

cornhusk is often used for crafting decorations.

پوست ذرت اغلب برای ساختن تزئینات استفاده می شود.

the cornhusk fibers are strong and durable.

الیاف پوست ذرت قوی و بادوام هستند.

we learned how to weave cornhusk baskets in class.

ما یاد گرفتیم که سبدهای پوست ذرت را در کلاس بافته ایم.

cornhusk can be composted for garden use.

می توان پوست ذرت را برای استفاده در باغ کمپوست کرد.

she decorated the table with cornhusk arrangements.

او میز را با چیدمان پوست ذرت تزئین کرد.

cornhusk is a sustainable material for crafts.

پوست ذرت یک ماده پایدار برای صنایع دستی است.

he learned to make cornhusk dolls from his grandmother.

او ساختن عروسک های پوست ذرت را از مادربزرگش یاد گرفت.

many cultures use cornhusk in their traditional ceremonies.

فرهنگ های زیادی از پوست ذرت در آیین های سنتی خود استفاده می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید