cornhusking

[ایالات متحده]/'kɔːnhʌskɪŋ/
[بریتانیا]/'kɔrnˌhʌskɪŋ/

ترجمه

n. عمل جدا کردن پوسته‌ها از ذرت؛ یک گردهمایی اجتماعی به منظور جدا کردن پوسته ذرت
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

cornhusking contest

مسابقه برداشت ذرت

cornhusking festival

جشنواره برداشت ذرت

cornhusking event

رویداد برداشت ذرت

cornhusking team

تیم برداشت ذرت

cornhusking tradition

آداب و رسوم برداشت ذرت

cornhusking machine

ماشین برداشت ذرت

cornhusking competition

رقابت برداشت ذرت

cornhusking skills

مهارت‌های برداشت ذرت

cornhusking season

فصل برداشت ذرت

cornhusking harvest

برداشت ذرت

جملات نمونه

cornhusking is a traditional autumn activity.

کاوه‌کنی یک فعالیت پاییزی سنتی است.

many families gather for cornhusking events.

خانواده‌های زیادی برای رویدادهای کاوه‌کنی گرد هم می‌آیند.

we learned the art of cornhusking from our grandparents.

هنر کاوه‌کنی را از پدربزرگ و مادربزرگمان آموختیم.

cornhusking can be a fun community celebration.

کاوه‌کنی می‌تواند یک جشن سرگرم‌کننده در سطح جامعه باشد.

she enjoys participating in cornhusking competitions.

او از شرکت در مسابقات کاوه‌کنی لذت می‌برد.

the children were excited about cornhusking season.

کودکان از فصل کاوه‌کنی هیجان‌زده بودند.

cornhusking requires both skill and speed.

کاوه‌کنی هم به مهارت و هم به سرعت نیاز دارد.

they organized a cornhusking festival last weekend.

آنها آخر هفته گذشته یک جشنواره کاوه‌کنی برگزار کردند.

during cornhusking, we shared stories and laughter.

در طول کاوه‌کنی، داستان‌ها و خنده‌ها را با هم به اشتراک گذاشتیم.

cornhusking brings people together in the fall.

کاوه‌کنی مردم را در پاییز گرد هم می‌آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید