cornifying agent
آژن트 کرنش
cornifying process
فرآیند کرنش
cornifying effect
اثر کرنش
cornifying layer
لایه کرنش
cornifying cells
سلولهای کرنش
cornifying skin
پوست کرنش
cornifying tissue
بافت کرنش
cornifying activity
فعالیت کرنش
cornifying barrier
ممانع کرنش
the skin began cornifying excessively due to the dry winter air.
پوست به دلیل هواي خشک زمستانی شروع به کریتین سازی بیش از حد کرد.
regular moisturizing can help prevent the skin from cornifying.
رطوبت دادن منظم می تواند از کریتین سازی پوست جلوگیری کند.
the patient's hands were visibly cornifying and cracked.
دست های بیمار به وضوح کریتین سازی و شکافته شده بود.
certain medical conditions can cause the skin to start cornifying.
برخی از بیماری های پزشکی می توانند باعث شوند پوست شروع به کریتین سازی کند.
applying a keratolytic cream can reverse the cornifying process.
استفاده از یک کرم کریتولیتیک می تواند فرآیند کریتین سازی را معکوس کند.
the dermatologist recommended a cream to stop the cornifying effect.
دروازه پوستی توصیه کرد کرمی را برای متوقف کردن اثر کریتین سازی استفاده کند.
excessive sun exposure can contribute to skin cornifying.
گرمای زیاد نور خورشید می تواند به کریتین سازی پوست کمک کند.
the lab results showed significant cornifying tissue formation.
نتایج آزمایشگاهی نشان دادند که تشکیل بافت کریتین سازی معنی داری رخ داده است.
he noticed his elbows cornifying after prolonged gardening.
او پس از کار طولانی در گیاهان، کریتین سازی در آرنج هایش را متوجه شد.
the treatment aimed to reduce the rate of cornifying in the affected area.
درمان هدف داشت تا نرخ کریتین سازی در ناحیه متأثر را کاهش دهد.
a cornifying agent was used to remove the hardened layer.
یک عامل کریتین سازی برای حذف لایه سخت استفاده شد.
cornifying agent
آژن트 کرنش
cornifying process
فرآیند کرنش
cornifying effect
اثر کرنش
cornifying layer
لایه کرنش
cornifying cells
سلولهای کرنش
cornifying skin
پوست کرنش
cornifying tissue
بافت کرنش
cornifying activity
فعالیت کرنش
cornifying barrier
ممانع کرنش
the skin began cornifying excessively due to the dry winter air.
پوست به دلیل هواي خشک زمستانی شروع به کریتین سازی بیش از حد کرد.
regular moisturizing can help prevent the skin from cornifying.
رطوبت دادن منظم می تواند از کریتین سازی پوست جلوگیری کند.
the patient's hands were visibly cornifying and cracked.
دست های بیمار به وضوح کریتین سازی و شکافته شده بود.
certain medical conditions can cause the skin to start cornifying.
برخی از بیماری های پزشکی می توانند باعث شوند پوست شروع به کریتین سازی کند.
applying a keratolytic cream can reverse the cornifying process.
استفاده از یک کرم کریتولیتیک می تواند فرآیند کریتین سازی را معکوس کند.
the dermatologist recommended a cream to stop the cornifying effect.
دروازه پوستی توصیه کرد کرمی را برای متوقف کردن اثر کریتین سازی استفاده کند.
excessive sun exposure can contribute to skin cornifying.
گرمای زیاد نور خورشید می تواند به کریتین سازی پوست کمک کند.
the lab results showed significant cornifying tissue formation.
نتایج آزمایشگاهی نشان دادند که تشکیل بافت کریتین سازی معنی داری رخ داده است.
he noticed his elbows cornifying after prolonged gardening.
او پس از کار طولانی در گیاهان، کریتین سازی در آرنج هایش را متوجه شد.
the treatment aimed to reduce the rate of cornifying in the affected area.
درمان هدف داشت تا نرخ کریتین سازی در ناحیه متأثر را کاهش دهد.
a cornifying agent was used to remove the hardened layer.
یک عامل کریتین سازی برای حذف لایه سخت استفاده شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید