cornu

[ایالات متحده]/ˈkɔː.njuː/
[بریتانیا]/ˈkɔr.nu/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شاخ؛ ساختار شاخ‌مانند
Word Forms
جمعcornus

عبارات و ترکیب‌ها

cornu cutaneum

قرن پوست

cornu ammonis

قرن آمونیس

جملات نمونه

the scientist studied the structure of the cornu.

دانشمند ساختار کورنو را مطالعه کرد.

in ancient mythology, the cornu was a symbol of power.

در اساطیر باستانی، کورنو نماد قدرت بود.

the cornu is often depicted in various art forms.

کورنو اغلب در اشکال مختلف هنری به تصویر کشیده می شود.

he played a tune on his cornu during the festival.

او در طول جشنواره، یک آهنگ روی کورنو خود نواخت.

the cornu can be found in many different species.

کورنو را می توان در بسیاری از گونه های مختلف یافت.

she admired the intricate design of the cornu.

او به طراحی پیچیده کورنو علاقه مند بود.

the cornu is used in traditional ceremonies.

کورنو در آیین های سنتی استفاده می شود.

they discovered a rare cornu in the ancient ruins.

آنها یک کورنو کمیاب را در ویرانه های باستانی کشف کردند.

he crafted a beautiful cornu from wood.

او یک کورنو زیبا از چوب ساخت.

the cornu is an important part of the musical ensemble.

کورنو بخش مهمی از گروه موسیقی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید