coronate

[ایالات متحده]/ˈkɔːrəneɪt/
[بریتانیا]/ˈkɔrəˌneɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تاج گذاری کردن؛ با تاج زینت دادن

عبارات و ترکیب‌ها

coronate king

شاه تاج‌گذاری

coronate queen

ملکه تاج‌گذاری

coronate ceremony

آیین تاج‌گذاری

coronate ruler

حاکم تاج‌گذاری

coronate event

رویداد تاج‌گذاری

coronate leader

رهبر تاج‌گذاری

coronate prince

شاهزاده تاج‌گذاری

coronate princess

شاهزاده خانم تاج‌گذاری

coronate festival

جشنواره تاج‌گذاری

coronate tradition

آداب تاج‌گذاری

جملات نمونه

the king will coronate his successor in a grand ceremony.

شاه جانشین خود را در یک مراسم باشکوه تاجگذاری خواهد کرد.

the church will coronate the new bishop next month.

کلیسای جامع ماه آینده اسقف جدید را تاجگذاری خواهد کرد.

after years of service, she was finally coronated as queen.

پس از سال‌ها خدمت، او سرانجام به عنوان ملکه تاجگذاری شد.

the ceremony to coronate the emperor was filled with tradition.

مراسم تاجگذاری امپراتور پر از سنت بود.

they planned to coronate the champion at the end of the tournament.

آنها برنامه ریزی کردند که قهرمان را در پایان مسابقات تاجگذاری کنند.

it was a momentous occasion to coronate the first female leader.

این یک فرصت مناسب برای تاجگذاری اولین رهبر زن بود.

traditions dictate how the royal family will coronate their heir.

رسوم و سنت‌ها تعیین می‌کنند که خانواده سلطنتی وارث خود را چگونه تاجگذاری کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید