coronion

[ایالات متحده]/kəˈrəʊnɪən/
[بریتانیا]/kəˈroʊnɪən/

ترجمه

n. پایه انتهایی فرایز فک.
شکل‌های واژه
جمعcoronions

جملات نمونه

the coronion was discovered in the ancient ruins.

کورونیون در باقی‌مانده‌های باستانی کشف شد.

scientists studied the coronion carefully.

دانشمندان به دقت کورونیون را مورد مطالعه قرار دادند.

the coronion proved to be very valuable.

کورونیون ثابت شد که بسیار ارزشمند است.

many experts examined the coronion.

بanyak متخصصان کورونیون را بررسی کردند.

the coronion was preserved in the museum.

کورونیون در موزه حفظ شد.

researchers published a paper about the coronion.

پژوهشگران یک مقاله درباره کورونیون منتشر کردند.

the coronion attracted worldwide attention.

کورونیون توجه جهانی را جذب کرد.

the coronion dated back to the neolithic era.

کورونیون به دوره نئولیتی بازمی‌گردد.

the mystery of the coronion remained unsolved.

مystery کورونیون حل نشده باقی ماند.

the coronion was carefully excavated.

کورونیون به دقت کاوش شد.

the coronion revealed important historical information.

کورونیون اطلاعات تاریخی مهمی را آشکار کرد.

the discovery of the coronion shocked the world.

کشف کورونیون جهان را شوکه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید