corposant

[ایالات متحده]/ˈkɔːpəʊsænt/
[بریتانیا]/ˈkɔːrpoʊsænt/

ترجمه

n. پدیده‌ای درخشان از تخلیه الکتریکی، که اغلب در جو مشاهده می‌شود و به شکل یک توپ درخشان است
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

corposant light

نور کورپوسانت

corposant effect

اثر کورپوسانت

corposant phenomenon

پدیده‌ی کورپوسانت

corposant display

نمایش کورپوسانت

corposant aura

هاله کورپوسانت

corposant glow

درخشش کورپوسانت

corposant colors

رنگ‌های کورپوسانت

corposant image

تصویر کورپوسانت

corposant energy

انرژی کورپوسانت

جملات نمونه

the corposant danced around the ship at night.

رقص کورپوسنت در شب اطراف کشتی بود.

many sailors believe that seeing a corposant is a good omen.

بسیاری از دریانوردان معتقدند دیدن کورپوسنت یک نشان خوب است.

the corposant's glow illuminated the dark waters.

نور کورپوسنت آب‌های تاریک را روشن کرد.

legends of the corposant have been passed down through generations.

افسانه های کورپوسنت نسل به نسل منتقل شده اند.

some cultures associate the corposant with spirits of the sea.

برخی از فرهنگ‌ها کورپوسنت را با ارواح دریا مرتبط می‌کنند.

the appearance of the corposant often fascinates onlookers.

ظاهر کورپوسنت اغلب بینندگان را مجذوب می کند.

photographers love to capture the beauty of the corposant.

عکاسان عاشق ثبت زیبایی کورپوسنت هستند.

in folklore, the corposant is said to guide lost sailors home.

در فولکلور، گفته می شود کورپوسنت دریانوردان گم شده را به خانه راهنمایی می کند.

scientists study the phenomenon of corposant for its unique properties.

دانشمندان پدیده کورپوسنت را به دلیل خواص منحصر به فرد آن مطالعه می کنند.

many myths surround the mysterious nature of the corposant.

افسانه‌های زیادی در اطراف طبیعت مرموز کورپوسنت وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید