corraded

[ایالات متحده]/kəˈreɪdɪd/
[بریتانیا]/kəˈreɪdəd/

ترجمه

v. ساییده یا فرسوده شده توسط اصطکاک یا سایش

عبارات و ترکیب‌ها

corraded surface

سطح فرسوده

corraded metal

فلز فرسوده

corraded edge

لبه فرسوده

corraded layer

لایه فرسوده

corraded area

منطقه فرسوده

corraded part

قطعه فرسوده

corraded surface finish

پوشش سطح فرسوده

corraded section

بخش فرسوده

corraded component

قطعه فرسوده

corraded object

شیء فرسوده

جملات نمونه

the metal was corraded by the harsh weather conditions.

فلز در اثر شرایط آب و هوایی نامساعد دچار خوردگی شده بود.

years of exposure had corraded the stone statue.

سال‌ها قرار گرفتن در معرض عوامل محیطی باعث خوردگی مجسمه سنگی شده بود.

they discovered that the pipes were corraded and needed replacement.

آنها متوجه شدند که لوله‌ها دچار خوردگی شده‌اند و نیاز به تعویض دارند.

the coastline was corraded by relentless waves over time.

خط ساحلی در طول زمان در اثر امواج بی‌وقفه دچار خوردگی شده بود.

rust had corraded the old machinery beyond repair.

زنگ زدگی باعث خوردگی ماشین‌آلات قدیمی فراتر از تعمیر شده بود.

her patience was corraded by constant interruptions.

صبر او در اثر وقفه های مداوم فرسوده شده بود.

the ancient ruins were corraded by centuries of erosion.

آثار باستانی در طول قرن‌ها در اثر فرسایش دچار خوردگی شده بودند.

they found that the paint had corraded from the surface.

آنها متوجه شدند که رنگ از سطح جدا شده است.

corrosion had corraded the metal support beams.

خوردگی باعث خوردگی تیرهای نگهدارنده فلزی شده بود.

the constant friction had corraded the edges of the material.

اصطکاک مداوم باعث خوردگی لبه های ماده شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید