correctional

[ایالات متحده]/kə'rɛkʃənl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. صحیح، اصلاحی، بهبوددهنده

عبارات و ترکیب‌ها

correctional facility

بند امنیتی

correctional officer

مسئول اصلاح

correctional program

برنامه اصلاحی

correctional services department

اداره خدمات اصلاحی

جملات نمونه

Guardedly Kiss:An inmate Ah Fung, gives an emotional kiss to his son during a visit at the Correctional institution.

ببوسید محتاطانه: یک زندانی به نام آه فونگ، در حین ملاقات با پسرش در یک مرکز اصلاحی، بوسه عاطفی‌ای به او می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید