reformative

[ایالات متحده]/rɪˈfɔːmətɪv/
[بریتانیا]/rɪˈfɔrmətɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. طراحی شده برای بهبود یا اصلاح؛ مربوط به اصلاح یا بهبود

عبارات و ترکیب‌ها

reformative action

اقدام اصلاحی

reformative process

فرآیند اصلاحی

reformative measures

اقدامات اصلاحی

reformative policies

سیاست‌های اصلاحی

reformative approach

رویکرد اصلاحی

reformative techniques

تکنیک‌های اصلاحی

reformative initiatives

ابتکارات اصلاحی

reformative framework

چارچوب اصلاحی

reformative solutions

راهکارهای اصلاحی

reformative strategy

استراتژی اصلاحی

جملات نمونه

the reformative approach to education emphasizes critical thinking.

رویکرد اصلاحی در آموزش بر تفکر انتقادی تاکید دارد.

many believe that a reformative justice system can reduce crime.

بسیاری معتقدند که یک سیستم عدالت اصلاحی می‌تواند جرم و جنایت را کاهش دهد.

reformative policies are essential for social development.

سیاست‌های اصلاحی برای توسعه اجتماعی ضروری هستند.

the reformative measures taken by the government were well-received.

اقدامات اصلاحی دولت با استقبال خوبی روبرو شد.

her reformative ideas sparked a movement for change.

ایده‌های اصلاحی او جرقه‌ای برای تغییر ایجاد کرد.

reformative practices in the workplace can enhance employee satisfaction.

روش‌های اصلاحی در محل کار می‌توانند رضایت شغلی را افزایش دهند.

the reformative agenda aims to address systemic issues.

برنامه اصلاحی بر هدف قرار دادن مسائل سیستمی متمرکز است.

implementing reformative changes requires strong leadership.

اجرای تغییرات اصلاحی نیاز به رهبری قوی دارد.

reformative strategies in healthcare can lead to better patient outcomes.

استراتژی‌های اصلاحی در مراقبت‌های بهداشتی می‌تواند منجر به بهبود نتایج بیمار شود.

his reformative vision for the community inspired many.

چشم انداز اصلاحی او برای جامعه الهام بخش بسیاری بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید