corresponded

[ایالات متحده]/ˌkɒrɪˈspɒndɪd/
[بریتانیا]/ˌkɔːrəˈspɑːndɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. توافق یا تطابق داشتن؛ سازگار یا معادل بودن؛ از طریق تبادل نامه‌ها ارتباط برقرار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

corresponded directly

به طور مستقیم مرتبط بود

corresponded accordingly

به طور مناسب مرتبط بود

corresponded closely

به طور نزدیک مرتبط بود

corresponded perfectly

به طور کامل مرتبط بود

corresponded well

به خوبی مرتبط بود

corresponded similarly

به طور مشابه مرتبط بود

corresponded appropriately

به طور مناسب مرتبط بود

corresponded effectively

به طور موثر مرتبط بود

corresponded logically

به طور منطقی مرتبط بود

corresponded accurately

به طور دقیق مرتبط بود

جملات نمونه

the results corresponded with our expectations.

نتایج با انتظارات ما مطابقت داشت.

her feelings corresponded to his actions.

احساسات او با اعمال او مطابقت داشت.

the data corresponded to the latest research findings.

داده‌ها با آخرین یافته‌های تحقیقاتی مطابقت داشت.

they corresponded regularly through letters.

آنها به طور منظم از طریق نامه با یکدیگر مکاتبه می‌کردند.

the two maps corresponded in many aspects.

نقشه‌های دوگانه در بسیاری از جنبه‌ها با یکدیگر مطابقت داشتند.

her achievements corresponded to her hard work.

دستاوردهای او با تلاش سخت او مطابقت داشت.

the symptoms corresponded with those of the flu.

علائم با علائم آنفولانزا مطابقت داشت.

his response corresponded to the question asked.

پاسخ او با سوال پرسیده شده مطابقت داشت.

the colors of the painting corresponded beautifully.

رنگ‌های نقاشی به زیبایی با یکدیگر مطابقت داشتند.

the two theories corresponded in their conclusions.

دو نظریه در نتیجه‌گیری‌های خود با یکدیگر مطابقت داشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید