corresponded directly
به طور مستقیم مرتبط بود
corresponded accordingly
به طور مناسب مرتبط بود
corresponded closely
به طور نزدیک مرتبط بود
corresponded perfectly
به طور کامل مرتبط بود
corresponded well
به خوبی مرتبط بود
corresponded similarly
به طور مشابه مرتبط بود
corresponded appropriately
به طور مناسب مرتبط بود
corresponded effectively
به طور موثر مرتبط بود
corresponded logically
به طور منطقی مرتبط بود
corresponded accurately
به طور دقیق مرتبط بود
the results corresponded with our expectations.
نتایج با انتظارات ما مطابقت داشت.
her feelings corresponded to his actions.
احساسات او با اعمال او مطابقت داشت.
the data corresponded to the latest research findings.
دادهها با آخرین یافتههای تحقیقاتی مطابقت داشت.
they corresponded regularly through letters.
آنها به طور منظم از طریق نامه با یکدیگر مکاتبه میکردند.
the two maps corresponded in many aspects.
نقشههای دوگانه در بسیاری از جنبهها با یکدیگر مطابقت داشتند.
her achievements corresponded to her hard work.
دستاوردهای او با تلاش سخت او مطابقت داشت.
the symptoms corresponded with those of the flu.
علائم با علائم آنفولانزا مطابقت داشت.
his response corresponded to the question asked.
پاسخ او با سوال پرسیده شده مطابقت داشت.
the colors of the painting corresponded beautifully.
رنگهای نقاشی به زیبایی با یکدیگر مطابقت داشتند.
the two theories corresponded in their conclusions.
دو نظریه در نتیجهگیریهای خود با یکدیگر مطابقت داشتند.
corresponded directly
به طور مستقیم مرتبط بود
corresponded accordingly
به طور مناسب مرتبط بود
corresponded closely
به طور نزدیک مرتبط بود
corresponded perfectly
به طور کامل مرتبط بود
corresponded well
به خوبی مرتبط بود
corresponded similarly
به طور مشابه مرتبط بود
corresponded appropriately
به طور مناسب مرتبط بود
corresponded effectively
به طور موثر مرتبط بود
corresponded logically
به طور منطقی مرتبط بود
corresponded accurately
به طور دقیق مرتبط بود
the results corresponded with our expectations.
نتایج با انتظارات ما مطابقت داشت.
her feelings corresponded to his actions.
احساسات او با اعمال او مطابقت داشت.
the data corresponded to the latest research findings.
دادهها با آخرین یافتههای تحقیقاتی مطابقت داشت.
they corresponded regularly through letters.
آنها به طور منظم از طریق نامه با یکدیگر مکاتبه میکردند.
the two maps corresponded in many aspects.
نقشههای دوگانه در بسیاری از جنبهها با یکدیگر مطابقت داشتند.
her achievements corresponded to her hard work.
دستاوردهای او با تلاش سخت او مطابقت داشت.
the symptoms corresponded with those of the flu.
علائم با علائم آنفولانزا مطابقت داشت.
his response corresponded to the question asked.
پاسخ او با سوال پرسیده شده مطابقت داشت.
the colors of the painting corresponded beautifully.
رنگهای نقاشی به زیبایی با یکدیگر مطابقت داشتند.
the two theories corresponded in their conclusions.
دو نظریه در نتیجهگیریهای خود با یکدیگر مطابقت داشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید