skilled corsetier
چیتسیر نیرومند
a corsetier's shop
مغازهی چیتسیر
becoming a corsetier
شدن چیتسیر
experienced corsetier
چیتسیر با سابقه
the corsetier worked
چیتسیر کار کرد
young corsetier
چیتسیر جوان
corsetier crafting
چیتسیر ساختن
a corsetier designs
چیتسیر طراحی میکند
famous corsetier
چیتسیر مشهور
the corsetier's skill
مهارت چیتسیر
the corsetier meticulously fitted the garment to the client's waist.
کورستیِر به دقت لباس را به لگن مشتری تناسب داد.
she sought out a skilled corsetier to repair her antique stays.
او به دنبال یک کورستیِر ماهر بود تا لباسهای قدیمی او را تعمیر کند.
the corsetier used whalebone and linen in the historical reproduction.
کورستیِر در بازتولید تاریخی از استخوان کوسه و پارچه لینن استفاده کرد.
a bespoke corsetier can create a truly custom-fitted garment.
یک کورستیِر سفارشی میتواند لباسی کاملاً سفارشی ایجاد کند.
the museum displayed a collection of tools used by a victorian corsetier.
موزه مجموعهای از ابزارهایی که توسط یک کورستیِر دوره ویکتوریا استفاده میشد، نمایش داد.
he apprenticed with a renowned corsetier to learn the craft.
او با یک کورستیِر معروف دبیری کرد تا هنر را یاد بگیرد.
the corsetier's workshop smelled of canvas and beeswax.
گارش کورستیِر بوی کanvas و شمع زنبور داشت.
she admired the corsetier's skill in shaping the fabric.
او مهارت کورستیِر در شکل دادن به پارچه را دوست داشت.
the corsetier carefully measured the client's bust and hips.
کورستیِر با دقت سایز سینه و لگن مشتری را اندازه گرفت.
many historical corsetiers worked long hours on intricate designs.
بسیاری از کورستیِرها تاریخی در ساعتهای طولانی روی طراحیهای پیچیده کار کردند.
the corsetier explained the importance of proper boning placement.
کورستیِر اهمیت قرار دادن درست میلههای پشتی را توضیح داد.
skilled corsetier
چیتسیر نیرومند
a corsetier's shop
مغازهی چیتسیر
becoming a corsetier
شدن چیتسیر
experienced corsetier
چیتسیر با سابقه
the corsetier worked
چیتسیر کار کرد
young corsetier
چیتسیر جوان
corsetier crafting
چیتسیر ساختن
a corsetier designs
چیتسیر طراحی میکند
famous corsetier
چیتسیر مشهور
the corsetier's skill
مهارت چیتسیر
the corsetier meticulously fitted the garment to the client's waist.
کورستیِر به دقت لباس را به لگن مشتری تناسب داد.
she sought out a skilled corsetier to repair her antique stays.
او به دنبال یک کورستیِر ماهر بود تا لباسهای قدیمی او را تعمیر کند.
the corsetier used whalebone and linen in the historical reproduction.
کورستیِر در بازتولید تاریخی از استخوان کوسه و پارچه لینن استفاده کرد.
a bespoke corsetier can create a truly custom-fitted garment.
یک کورستیِر سفارشی میتواند لباسی کاملاً سفارشی ایجاد کند.
the museum displayed a collection of tools used by a victorian corsetier.
موزه مجموعهای از ابزارهایی که توسط یک کورستیِر دوره ویکتوریا استفاده میشد، نمایش داد.
he apprenticed with a renowned corsetier to learn the craft.
او با یک کورستیِر معروف دبیری کرد تا هنر را یاد بگیرد.
the corsetier's workshop smelled of canvas and beeswax.
گارش کورستیِر بوی کanvas و شمع زنبور داشت.
she admired the corsetier's skill in shaping the fabric.
او مهارت کورستیِر در شکل دادن به پارچه را دوست داشت.
the corsetier carefully measured the client's bust and hips.
کورستیِر با دقت سایز سینه و لگن مشتری را اندازه گرفت.
many historical corsetiers worked long hours on intricate designs.
بسیاری از کورستیِرها تاریخی در ساعتهای طولانی روی طراحیهای پیچیده کار کردند.
the corsetier explained the importance of proper boning placement.
کورستیِر اهمیت قرار دادن درست میلههای پشتی را توضیح داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید