boning

[ایالات متحده]/bəʊnɪŋ/
[بریتانیا]/boh-ning/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل حذف استخوان‌ها از گوشت یا ماهی؛ روشی برای اندازه‌گیری سطوح صاف در ساخت و ساز؛ حذف استخوان‌ها از لاشه؛ استفاده از آرد استخوان به عنوان کود در خاک.

عبارات و ترکیب‌ها

boning a fish

خارج کردن تیغ ماهی

جملات نمونه

boning up on your skills is essential for success.

به‌روزرسانی مهارت‌های خود برای موفقیت ضروری است.

he spent the weekend boning up on his history notes.

او آخر هفته را صرف به‌روزرسانی یادداشت‌های تاریخ خود کرد.

she is boning up on her language skills before the trip.

او قبل از سفر مهارت‌های زبانی خود را به‌روز می‌کند.

boning up on the latest trends can help you in your career.

به‌روز بودن با آخرین روندها می‌تواند به شما در شغل‌تان کمک کند.

before the exam, i need to bone up on math formulas.

قبل از امتحان، من باید فرمول‌های ریاضی را به‌روز کنم.

he is boning up on his cooking techniques for the competition.

او تکنیک‌های آشپزی خود را برای مسابقه به‌روز می‌کند.

boning up on current events is important for informed discussions.

به‌روز بودن با وقایع جاری برای بحث‌های آگاهانه مهم است.

she is boning up on her presentation skills for the meeting.

او مهارت‌های ارائه خود را برای جلسه به‌روز می‌کند.

he suggested boning up on the company policies before the interview.

او پیشنهاد کرد که قبل از مصاحبه سیاست‌های شرکت را به‌روز کنید.

boning up on negotiation tactics can lead to better deals.

به‌روز بودن با تاکتیک‌های مذاکره می‌تواند منجر به معاملات بهتر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید