costalgia

[ایالات متحده]/kɒsˈtæl.dʒə/
[بریتانیا]/kɑːsˈtæl.dʒə/

ترجمه

n. درد در دنده‌ها
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

costalgia trip

سفر نوستالژی

costalgia feeling

احساس نوستالژی

costalgia moment

لحظه نوستالژی

costalgia effect

اثر نوستالژی

costalgia song

آهنگ نوستالژی

costalgia memory

خاطره نوستالژی

costalgia vibe

فضای نوستالژی

costalgia scene

صحنه نوستالژی

costalgia theme

موضوع نوستالژی

costalgia experience

تجربه نوستالژی

جملات نمونه

many people experience costalgia when they visit their childhood home.

بسیاری از افراد وقتی از خانه دوران کودکی خود بازدید می‌کنند، نوستالژی را تجربه می‌کنند.

costalgia can be triggered by certain smells or sounds.

نوستالژی می‌تواند توسط برخی از بوها یا صداها تحریک شود.

listening to old music often brings a sense of costalgia.

گوش دادن به موسیقی قدیمی اغلب احساس نوستالژی را به همراه دارد.

costalgia makes us cherish our past experiences.

نوستالژی باعث می‌شود خاطرات گذشته خود را گرامی بداریم.

traveling to familiar places can evoke strong feelings of costalgia.

سفر به مکان‌های آشنا می‌تواند احساسات قوی نوستالژی را برانگیزد.

she often shares stories filled with costalgia from her youth.

او اغلب داستان‌هایی پر از نوستالژی از دوران جوانی‌اش تعریف می‌کند.

costalgia can be both comforting and bittersweet.

نوستالژی می‌تواند هم دلپذیر و هم تلخ باشد.

he wrote a book about his costalgia for the 90s.

او کتابی در مورد نوستالژی خود برای دهه 90 نوشت.

costalgia often surfaces during family gatherings.

نوستالژی اغلب در گردهمایی‌های خانوادگی ظاهر می‌شود.

movies from our childhood can invoke strong costalgia.

فیلم‌های دوران کودکی ما می‌توانند نوستالژی قوی را برانگیزد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید