coste

[ایالات متحده]/kɒst/
[بریتانیا]/kɑːst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام خانوادگی انگلیسی؛ یک نام مستعار یا فرم کوتاه برای نام کنستانتین.
Word Forms
جمعcostes

جملات نمونه

el coste de vida aumenta cada año.

هزینه زندگی هر سال افزایش می یابد.

the coste of the project exceeded our budget.

هزینه پروژه بودجه ما را تجاوز کرد.

we need to evaluate the coste effectiveness of this plan.

ما باید کارایی هزینه این برنامه را ارزیابی کنیم.

the highest coste operation requires immediate attention.

عملیات هزینه بالا نیاز به توجه فوری دارد.

environmental coste assessment is mandatory for all factories.

ارزیابی هزینه محیط زیست برای تمامی کارخانه ها الزامی است.

managing labour coste is essential for profit margins.

مدیریت هزینه کارگر برای حاشیه سود ضروری است.

hidden coste can emerge during construction.

هزینه پنهان می تواند در حین ساخت ظاهر شود.

reducing coste requires innovative solutions.

کاهش هزینه نیاز به راه حل های نوآورانه دارد.

the coste benefit analysis shows promising results.

تحلیل فایده هزینه نتایج وعده آورنده ای نشان می دهد.

initial coste estimates were too optimistic.

تخمین هزینه اولیه بیش از حد متفکر بود.

energy coste reduction has become a priority.

کاهش هزینه انرژی به یک اولویت تبدیل شده است.

transport coste varies according to distance.

هزینه حمل بستگی به فاصله دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید