costuming

[ایالات متحده]/ˈkɒstjʊmɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɑːstjuːmɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هنر یا عمل طراحی یا پوشیدن لباس‌های مخصوص

عبارات و ترکیب‌ها

costuming design

طراحی لباس

costuming department

بخش طراحی لباس

costuming choices

انتخاب‌های لباس

costuming ideas

ایده‌های لباس

costuming skills

مهارت‌های طراحی لباس

costuming techniques

تکنیک‌های طراحی لباس

costuming styles

سبک‌های طراحی لباس

costuming trends

روندهای طراحی لباس

costuming workshop

کارگاه طراحی لباس

costuming history

تاریخچه طراحی لباس

جملات نمونه

costuming is an essential part of theater production.

طراحی لباس بخش ضروری از تولید تئاتر است.

the costuming for the film was done by a famous designer.

طراحی لباس فیلم توسط یک طراح مشهور انجام شد.

she studied costuming in college to pursue her passion.

او برای دنبال کردن اشتیاق خود، طراحی لباس را در دانشگاه مطالعه کرد.

good costuming can enhance a character's personality.

طراحی لباس خوب می‌تواند شخصیت یک شخصیت را تقویت کند.

the costuming department worked late into the night.

بخش طراحی لباس تا دیروقت شب کار می‌کرد.

they held a workshop on historical costuming techniques.

آنها یک کارگاه آموزشی در مورد تکنیک‌های طراحی لباس تاریخی برگزار کردند.

costuming choices can significantly impact audience perception.

انتخاب‌های طراحی لباس می‌توانند به طور قابل توجهی بر درک مخاطب تأثیر بگذارند.

the costuming for the play was inspired by the 1920s.

طراحی لباس نمایش از دهه 1920 الهام گرفته بود.

she has a talent for creating unique costuming ideas.

او استعداد ایجاد ایده‌های طراحی لباس منحصربه‌فرد دارد.

they showcased their costuming skills at the annual festival.

آنها مهارت‌های طراحی لباس خود را در جشنواره سالانه به نمایش گذاشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید