cottontail

[ایالات متحده]/ˈkɒtənteɪl/
[بریتانیا]/ˈkɑːtənteɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی خرگوش وحشی بومی آمریکای شمالی؛ خرگوش کاتون‌تیل آمریکایی، که با دمی سفید مشخص می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

cottontail rabbit

خرگوش دم‌دراز

cottontail ears

گوش‌های خرگوش دم‌دراز

cottontail fur

پوشش خرگوش دم‌دراز

cottontail habitat

زیستگاه خرگوش دم‌دراز

cottontail tracks

آثار پا خرگوش دم‌دراز

cottontail behavior

رفتار خرگوش دم‌دراز

cottontail population

جمعیت خرگوش دم‌دراز

cottontail species

گونه‌های خرگوش دم‌دراز

cottontail food

غذاي خرگوش دم‌دراز

cottontail nest

لانه خرگوش دم‌دراز

جملات نمونه

the cottontail rabbit is known for its fluffy tail.

خرگوش پشمالو به دلیل دم پشمالویش شناخته شده است.

we spotted a cottontail hopping through the garden.

ما یک خرگوش پشمالو را در حال پرش در باغ دیدیم.

the cottontail is a common sight in rural areas.

خرگوش پشمالو یک منظره رایج در مناطق روستایی است.

cottontails are often active during dawn and dusk.

خرگوش‌های پشمالو اغلب در هنگام سپیده دم و غروب خورشید فعال هستند.

many people enjoy watching cottontails in their natural habitat.

بسیاری از مردم از تماشای خرگوش‌های پشمالو در زیستگاه طبیعی خود لذت می‌برند.

the cottontail population has been increasing in recent years.

جمعیت خرگوش‌های پشمالو در سال‌های اخیر در حال افزایش بوده است.

predators often hunt cottontails for food.

درندگان اغلب به منظور غذا، به شکار خرگوش‌های پشمالو می‌پردازند.

cottontails can be distinguished by their long ears.

می‌توان خرگوش‌های پشمالو را از گوش‌های بلندشان تشخیص داد.

in spring, cottontails are often seen with their young.

در بهار، اغلب خرگوش‌های پشمالو با جوجه‌های خود دیده می‌شوند.

cottontails make nests in tall grass or brush.

خرگوش‌های پشمالو لانه‌هایی در علف‌های بلند یا بوته‌ها می‌سازند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید