counselings

[ایالات متحده]/ˈkaʊnsəlɪŋz/
[بریتانیا]/ˈkaʊnslɪŋz/

ترجمه

v.مشاوره دادن; مشاوره دادن; بحث کردن
n.خدمات مشاوره

عبارات و ترکیب‌ها

group counselings

مشاوره‌های گروهی

individual counselings

مشاوره‌های فردی

online counselings

مشاوره‌های آنلاین

family counselings

مشاوره‌های خانوادگی

career counselings

مشاوره‌های شغلی

mental counselings

مشاوره‌های روانی

educational counselings

مشاوره‌های آموزشی

crisis counselings

مشاوره‌های بحران

peer counselings

مشاوره‌های همسالان

emotional counselings

مشاوره‌های عاطفی

جملات نمونه

the school offers free counselings for students in need.

مدرسه مشاوره رایگان برای دانش آموزان نیازمند ارائه می دهد.

she attended several counselings to improve her mental health.

او برای بهبود سلامت روان خود در چندین جلسه مشاوره شرکت کرد.

they provide online counselings for convenience.

آنها مشاوره آنلاین برای راحتی ارائه می دهند.

many people seek counselings during stressful times.

بسیاری از افراد در زمان های استرس زا به دنبال مشاوره هستند.

effective counselings can lead to positive life changes.

مشاوره موثر می تواند منجر به تغییرات مثبت در زندگی شود.

she found the counselings very helpful for her career.

او مشاوره را برای شغلش بسیار مفید یافت.

group counselings can provide support from peers.

مشاوره گروهی می تواند از همسالان حمایت کند.

he recommends regular counselings for personal growth.

او توصیه می کند برای رشد شخصی به طور منظم مشاوره بگیرید.

they specialize in family counselings to resolve conflicts.

آنها در مشاوره خانواده برای حل اختلافات تخصص دارند.

many organizations offer counselings for their employees.

سازمان های زیادی مشاوره برای کارمندان خود ارائه می دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید