counterclaiming

[ایالات متحده]/ˈkaʊntəˌkleɪmɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkaʊntərˌkleɪmɪŋ/

ترجمه

v. عمل ادعای یک پاسخ به ادعای دیگر

عبارات و ترکیب‌ها

counterclaiming damages

ادعای متقابل خسارت

counterclaiming parties

طرف‌های مطرح‌کننده ادعای متقابل

counterclaiming process

فرآیند مطرح کردن ادعای متقابل

counterclaiming rights

حقوق مطرح‌کننده ادعای متقابل

counterclaiming action

اقدام مطرح‌کننده ادعای متقابل

counterclaiming costs

هزینه‌های مطرح‌کننده ادعای متقابل

counterclaiming strategy

استراتژی مطرح‌کننده ادعای متقابل

counterclaiming evidence

اثبات ادعای متقابل

counterclaiming settlement

توافق‌نامه ادعای متقابل

counterclaiming judgment

حکم ادعای متقابل

جملات نمونه

the defendant is counterclaiming for damages.

متهم برای جبران خسارت، دعوی متقابل مطرح کرده است.

she is counterclaiming against the plaintiff's allegations.

او علیه ادعاهای خواهان، دعوی متقابل مطرح کرده است.

the lawyer advised his client to start counterclaiming.

وکیل به موکلش توصیه کرد که شروع به طرح دعوی متقابل کند.

counterclaiming can complicate the legal proceedings.

طرح دعوی متقابل می‌تواند روند قانونی را پیچیده کند.

they are counterclaiming for breach of contract.

آنها به دلیل نقض قرارداد، دعوی متقابل مطرح کرده‌اند.

the process of counterclaiming requires careful documentation.

فرآیند طرح دعوی متقابل نیاز به مستندسازی دقیق دارد.

counterclaiming can sometimes lead to a settlement.

طرح دعوی متقابل گاهی اوقات می‌تواند منجر به مصالحه شود.

the court will review the counterclaiming evidence.

دادگاه مدارک مربوط به دعوی متقابل را بررسی خواهد کرد.

he is considering counterclaiming to protect his rights.

او در حال بررسی طرح دعوی متقابل برای محافظت از حقوق خود است.

counterclaiming is a strategic move in litigation.

طرح دعوی متقابل یک اقدام استراتژیک در دادرسی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید