countersunk

[ایالات متحده]/'kaʊntɚsʌŋk/
[بریتانیا]/ˈkaʊntɚˌsʌŋk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فرو بردن یک سوراخ; داشتن سری که با سطح هم سطح است; پیش سوراخ کردن یک سوراخ.

نمونه‌های واقعی

The sod comes curving down to the water's edge, forming bossy outswelling banks, and in some places overlapping countersunk boulders and forming bridges.

چمن به صورت منحنی به لبه آب می‌رسد و تپه‌های برجسته و بیرون زده‌ای ایجاد می‌کند و در برخی مکان‌ها، سنگ‌های غوطه‌ور شده را همپوشانی کرده و پلی می‌سازد.

منبع: The Mountains of California (Part 1)

Along the rivers there is a strip of bottom-land, countersunk beneath the general level, and wider toward the foot-hills, where magnificent oaks, from three to eight feet in diameter, cast grateful masses of shade over the open, prairie-like levels.

در امتداد رودخانه‌ها، نوار زمینی وجود دارد که در زیر سطح کلی فرورفته و به سمت دامنه‌ها پهن‌تر است، جایی که درختان بلوط باشکوهی با قطر سه تا هشت فوت، سایه‌های دلپذیر و انبوهی را بر روی تپه‌های باز و شبیه به دشت می‌اندازند.

منبع: The Mountains of California (Part 2)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید