drill

[ایالات متحده]/drɪl/
[بریتانیا]/drɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزاری یا ماشینی که برای ایجاد سوراخ‌ها استفاده می‌شود؛ ماشینی برای کاشت بذرها؛ آموزش

vi. برای ایجاد سوراخ با ابزاری یا ماشینی؛ برای آموزش

vt. برای آموزش؛ برای ایجاد سوراخ؛ برای کاشت بذرها

عبارات و ترکیب‌ها

drill a hole

سوراخ کردن

power drill

دریل برقی

drill press

پرس دریل

drill bit

سر مته

drill pipe

لوله دریل

drill string

رشته دریل

drill hole

سوراخ کردن

drill in

دریل کردن در

rock drill

دریل سنگ

drill stem

ساقه دریل

twist drill

دریل پیچشی

drill rod

میله دریل

drill rig

دستگاه دریل

electric drill

دریل برقی

fire drill

دریل آتش

drill collar

گردن دریل

drill machine

دستگاه دریل

rotary drill

دریل چرخشی

drill point

نقطه دریل

drill head

سر دریل

diamond drill

مته الماس

drill down

دریل به پایین

جملات نمونه

to drill a hole in the wall

سوراخ کردن دیوار

it can drill around corners.

می تواند دور زوایا سوراخ کند.

drill students in music

آموزش موسیقی به دانش آموزان

drill through a metal plate

سوراخ کردن یک صفحه فلزی

What's the drill here?

اینجا چه خبر است؟

This drill lasts well.

این دریل خوب کار می‌کند.

drill pupils in grammar.

آموزش دستور زبان به دانش آموزان

a power tool for drilling wood.

یک ابزار برقی برای سوراخ کردن چوب.

do not attempt to drill through a joist.

سعی نکنید از طریق تیرک سوراخ کنید.

a sergeant was drilling new recruits.

سروانی در حال آموزش سربازان جدید بود.

crops drilled in autumn.

محصولات که در پاییز کشت شده اند.

the drill has variable speed.

دریل دارای سرعت متغیر است.

drills in reading comprehesion

تمرین‌های درک مطلب

drill soldiers day and night

سربازان را روز و شب آموزش بده

drilling taunt about politics

تمسخر سیاسی در مورد سوراخکاری

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید