| جمع | coursers |
fast courser
مسیر سریع
online courser
مسیر آنلاین
courser platform
پلتفرم مسیر
courser program
برنامه مسیر
courser content
محتوای مسیر
courser catalog
کاتالوگ مسیر
courser schedule
برنامه زمانبندی مسیر
courser materials
مواد مسیر
courser certificate
گواهینامه مسیر
courser review
بررسی مسیر
the courser is known for its speed and agility.
کورسر به خاطر سرعت و چابکیاش شناخته شده است.
many courser species inhabit open grasslands.
بسیاری از گونههای کورسر در مراتع باز زندگی میکنند.
the courser's diet mainly consists of insects.
رژیم غذایی کورسر عمدتاً از حشرات تشکیل شده است.
courser birds are often seen running rather than flying.
اغلب پرندگان کورسر را در حال دویدن به جای پرواز میبینند.
we observed a courser during our safari.
ما یک کورسر را در طول سافاری خود مشاهده کردیم.
the courser's long legs help it escape predators.
پاهای بلند کورسر به آن کمک میکند تا از شکارچیان فرار کند.
in the wild, the courser is a skilled forager.
در طبیعت، کورسر یک جمعکننده ماهر است.
courser populations are declining due to habitat loss.
جمعیت کورسر به دلیل از دست دادن زیستگاه در حال کاهش است.
birdwatchers often seek out the elusive courser.
مشاهدان پرندگان اغلب کورسر غیرقابل دسترس را به دنبال خود میگردند.
the courser's plumage provides excellent camouflage.
پرزنت کورسر استتار عالی را فراهم میکند.
fast courser
مسیر سریع
online courser
مسیر آنلاین
courser platform
پلتفرم مسیر
courser program
برنامه مسیر
courser content
محتوای مسیر
courser catalog
کاتالوگ مسیر
courser schedule
برنامه زمانبندی مسیر
courser materials
مواد مسیر
courser certificate
گواهینامه مسیر
courser review
بررسی مسیر
the courser is known for its speed and agility.
کورسر به خاطر سرعت و چابکیاش شناخته شده است.
many courser species inhabit open grasslands.
بسیاری از گونههای کورسر در مراتع باز زندگی میکنند.
the courser's diet mainly consists of insects.
رژیم غذایی کورسر عمدتاً از حشرات تشکیل شده است.
courser birds are often seen running rather than flying.
اغلب پرندگان کورسر را در حال دویدن به جای پرواز میبینند.
we observed a courser during our safari.
ما یک کورسر را در طول سافاری خود مشاهده کردیم.
the courser's long legs help it escape predators.
پاهای بلند کورسر به آن کمک میکند تا از شکارچیان فرار کند.
in the wild, the courser is a skilled forager.
در طبیعت، کورسر یک جمعکننده ماهر است.
courser populations are declining due to habitat loss.
جمعیت کورسر به دلیل از دست دادن زیستگاه در حال کاهش است.
birdwatchers often seek out the elusive courser.
مشاهدان پرندگان اغلب کورسر غیرقابل دسترس را به دنبال خود میگردند.
the courser's plumage provides excellent camouflage.
پرزنت کورسر استتار عالی را فراهم میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید