coursework

[ایالات متحده]/ˈkɔːswɜːk/
[بریتانیا]/ˈkɔːrswɜːrk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تکالیف نمره‌گذاری شده که در نمره نهایی گنجانده شده‌اند.

جملات نمونه

I have to complete my coursework by the end of the semester.

من باید تا پایان ترم تحصیلی تکالیفم را به پایان برسانم.

She spends hours every day working on her coursework.

او هر روز ساعت‌ها روی تکالیف خود کار می‌کند.

The coursework deadline is approaching fast.

مهلت تحویل تکالیف به سرعت نزدیک می‌شود.

Students are required to submit their coursework online.

از دانشجویان خواسته شده است که تکالیف خود را به صورت آنلاین ارسال کنند.

The coursework for this module is quite challenging.

تکالیف این واحد درسی بسیار چالش برانگیز است.

He struggled to keep up with the coursework while working full-time.

او در حالی که به صورت تمام وقت کار می‌کرد، برای هماهنگی با تکالیف مشکل داشت.

The coursework involves a mix of written assignments and practical tasks.

تکالیف شامل ترکیبی از تکالیف کتبی و عملی است.

It's important to manage your time effectively when tackling coursework.

هنگام انجام تکالیف، مدیریت زمان خود را به طور موثر مهم است.

The coursework accounts for a significant portion of the final grade.

تکالیف بخش قابل توجهی از نمره نهایی را تشکیل می‌دهد.

She received positive feedback on her coursework from the professor.

او از استاد بازخورد مثبتی در مورد تکالیف خود دریافت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید