essay

[ایالات متحده]/ˈeseɪ/
[بریتانیا]/ˈeseɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نثر، ترکیب

عبارات و ترکیب‌ها

academic essay

مقاله دانشگاهی

analytical essay

مقاله تحلیلی

argumentative essay

مقاله استدللی

persuasive essay

مقاله متقاعد کننده

critical essay

مقاله انتقادی

essay test

آزمون مقاله

جملات نمونه

The essay is a literary form.

مقاله یک فرم ادبی است.

judge an essay contest.

قضاوت در مورد مسابقه مقاله.

essay to do sth.

مقاله برای انجام کاری.

to essay a dramatic role

برای ایفا کردن یک نقش دراماتیک

"As criticism, this essay misfires."

„همانطور که انتقاد است، این مقاله موفق عمل نمی کند.“

make an essay to assist sb.

یک مقاله برای کمک به کسی بنویسید.

I rewrote the essay twice.

من دو بار مقاله را بازنویسی کردم.

The paragraph is really an essay in little.

بند واقعاً یک مقاله کوتاه است.

an essay of the students' capabilities.

یک مقاله از توانایی های دانش آموزان.

an essay that was a finished piece of work.

یک مقاله که یک قطعه کار تمام شده بود.

a misjudged essay in job preservation.

یک مقاله نادرست در حفظ شغل.

Donald essayed a smile.

دونالد لبخندی زد.

held the essay up as a model for the students.

مقاله را به عنوان الگویی برای دانش آموزان ارائه داد.

essays on a wide range of issues.

مقالات در مورد طیف گسترده ای از مسائل.

Her essay is far and away the best.

مقاله او به طور غیرقابل مقایسه ای بهترین است.

The essay treats of courtly love.

مقاله درباره عشق اشرافی صحبت می‌کند.

His essay needs polishing.

مقاله او نیاز به پرداخت دارد.

It's an essay heavy with surplus phrasing.

این یک مقاله‌ای است که با عبارات اضافی سنگین است.

very poor diction in the essay;

واژه‌پردازی بسیار ضعیف در مقاله;

I like essays with an acrid flavour.

من مقالاتی با طعم تند و زننده دوست دارم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید