coven

[ایالات متحده]/'kʌv(ə)n/
[بریتانیا]/'kʌvn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع یا تجمعی از جادوگران، که معمولاً از سیزده جادوگر تشکیل شده است.

جملات نمونه

covens of militants within the party.

گروه‌های شورشی در درون حزب

The coven gathered in the forest for their ritual.

گروه در جنگل برای انجام مراسم خود جمع شدند.

She joined a coven of witches to learn more about magic.

او برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد جادو به گروهی از جادوگران پیوست.

The coven performed a powerful spell to protect their village.

گروه جادویی قدرتمندی برای محافظت از روسته‌شان انجام داد.

The coven met regularly to discuss their magical practices.

گروه به طور منظم برای بحث در مورد روش‌های جادویی خود ملاقات می‌کردند.

The coven was known for their healing abilities.

گروه به توانایی‌های درمانی خود معروف بود.

The coven welcomed new members with open arms.

گروه با آغوش باز از اعضای جدید استقبال کرد.

She sought guidance from the coven on how to control her powers.

او از گروه برای راهنمایی در مورد نحوه کنترل قدرت‌های خود کمک خواست.

The coven's leader was a powerful witch with centuries of experience.

رهبر گروه جادوگری قدرتمندی با قرن‌ها تجربه بود.

The coven's spells were said to be unmatched in their potency.

گفته می‌شد که طلسم‌های گروه در قدرت بی‌نظیر هستند.

The coven worked together to protect their sacred grounds.

گروه برای محافظت از مکان‌های مقدس خود با هم همکاری کردند.

نمونه‌های واقعی

Orson. -Oh, well, I'm in luck. The whole coven is here. I just stopped by to say thank you.

اورسون: - اوه، خب، من خوش شانس هستم. تمام عصب اینجا هستند. من فقط برای گفتن متشکرم اینجا آمده ام.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

So I heard that you ditched your coven.

شنیدم که شما عصب خود را رها کرده اید.

منبع: The Originals Season 2

A coven of witches want this girl for themselves.

یک عصب از جادوگران می خواهند این دختر را برای خودشان.

منبع: The Originals Season 1

A coven of witches who can't do magic.

یک عصب از جادوگران که نمی توانند جادو انجام دهند.

منبع: The Originals Season 1

Davina's not in our coven anymore.

دیوینا دیگر در عصب ما نیست.

منبع: The Originals Season 2

I'm the last remaining elder of our coven.

من آخرین عضو ارشد باقی مانده از عصب ما هستم.

منبع: The Originals Season 1

More fringe theories that the book was written by a coven of Italian witches, or even by Martians.

نظریه های حاشیه ای بیشتر که کتاب توسط یک عصب از جادوگران ایتالیایی یا حتی توسط مریخی ها نوشته شده است.

منبع: TED-Ed (video version)

Oh, so she was supposed to know that her husband was gonna sell their firstborn to a coven?

اوه، پس او قرار بود بداند که شوهرش قرار است فرزند اول آنها را به یک عصب بفروشد؟

منبع: Gossip Girl Season 4

Sookie, I believe Bill set Eric up, and sent him into that coven in Shreveport knowing it was a trap.

سوقی، من فکر می کنم بیل اریک را به دام انداخت و او را به آن عصب در شریوپورت فرستاد، با این آگاهی که یک تله است.

منبع: True Blood Season 4

In them, a teenage girl named Bella falls for her vampire classmate, who then tries to protect her from a coven of evil vampires.

در آنها، یک دختر نوجوانی به نام بلا عاشق همکلاسی خون آشام خود می شود که سپس سعی می کند او را از یک عصب از خون آشامان شیطانی محافظت کند.

منبع: Aerial America

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید