hex

[ایالات متحده]/heks/
[بریتانیا]/hɛks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جادو، سحر، جادوگری
v. جادو کردن بر روی، انجام دادن سحر و جادو بر روی

عبارات و ترکیب‌ها

hexadecimal number

عدد شانزده‌دهی

hexagon

شش ضلعی

hexadecimal code

کد شانزده‌دهی

hex key

کلید شانزده‌دهی

hex head

سر پیچ شانزده‌دهی

hex nut

مهره شانزده‌دهی

جملات نمونه

put a hex on a person

گذاشتن طلسم روی شخص

he hexed her with his fingers.

او با انگشتانش طلسم کرد.

It's very difficult! but I think it should be "hexad", and "hex" left when we take away the last two letters.

خیلی سخت است! اما فکر می‌کنم باید "هگزاد" باشد و "هگز" زمانی که دو حرف آخر را حذف کنیم باقی می‌ماند.

The linen micarta handle plates are attached with hex nuts and cover a hollowed tang with compartments for various survival items.

صفحه‌های دسته‌ای لینن میکارتا با مهره‌های شش ضلعی متصل شده‌اند و یک قسمت فرورفته با محفظه‌ای برای اقلام بقا را پوشانده‌اند.

Sandhoff results from a genetic mutation that reduces the body's supply of an enzyme, called hexosaminidase ("hex"), used by brain cells to metabolize excess fatty material called lipids.

بیماری سندهاف نتیجه جهش ژنتیکی است که باعث کاهش سطح آنزیمی به نام هگزوزامیداز (هگز) در بدن می‌شود که توسط سلول‌های مغزی برای متابولیسم مواد چربی اضافی به نام لیپیدها استفاده می‌شود.

She believed that someone had put a hex on her.

او معتقد بود که کسی طلسمی روی او گذاشته است.

He tried to hex his opponent by casting a spell.

او سعی کرد با خواندن طلسم، حریف خود را طلسم کند.

The witch placed a hex on the village.

جادوگر طلسمی روی روستا گذاشت.

The curse seemed to be a powerful hex.

به نظر می‌رسید که نفرین یک طلسم قدرتمند بود.

They believed the hex caused their bad luck.

آنها معتقد بودند که طلسم باعث بدشانسی آنها شده است.

The hex was finally broken by a powerful wizard.

طلسم سرانجام توسط یک جادوگر قدرتمند شکسته شد.

The villagers feared the consequences of the witch's hex.

روستاییان از عواقب طلسم جادوگر می‌ترسیدند.

She learned how to protect herself from hexes.

او یاد گرفت که چگونه از طلسم‌ها در برابر خود محافظت کند.

The hex had a lasting impact on their lives.

طلسم تأثیر ماندگاری بر زندگی آنها داشت.

He felt a sense of relief after breaking the hex.

او بعد از شکستن طلسم احساس رهایی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید