cowage

[ایالات متحده]/ˈkaʊ.ɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈkaʊ.ɪdʒ/

ترجمه

n. گیاهی بالا رونده از خانواده بقولات؛ گیاهی بالا رونده از خانواده بقولات
شکل‌های واژه
جمعcowages

عبارات و ترکیب‌ها

cowage plant

گیاه کاواژ

cowage fiber

الیاف کاواژ

cowage leaves

برگ‌های کاواژ

cowage seeds

بذر کاواژ

cowage extract

عصاره کاواژ

cowage benefits

فواید کاواژ

cowage usage

مصرف کاواژ

cowage species

گونه‌های کاواژ

cowage cultivation

کشت کاواژ

cowage properties

ویژگی‌های کاواژ

جملات نمونه

she was allergic to cowage, causing her skin to itch.

او به علف هرز حساسیت داشت که باعث خارش پوستش می‌شد.

farmers often consider cowage a nuisance in their fields.

کشاورزان اغلب علف هرز را مزاحمت در مزارع خود می‌دانند.

using cowage as a natural remedy can be beneficial.

استفاده از علف هرز به عنوان یک درمان طبیعی می‌تواند مفید باشد.

he learned about the properties of cowage in his botany class.

او در کلاس گیاه‌شناسی خود در مورد خواص علف هرز اطلاعاتی کسب کرد.

some people use cowage to help with hair growth.

برخی افراد از علف هرز برای کمک به رشد مو استفاده می‌کنند.

cowage seeds can be processed to extract useful compounds.

می‌توان دانه‌های علف هرز را فرآوری کرد تا ترکیبات مفید استخراج کرد.

he was fascinated by the medicinal uses of cowage.

او از کاربردهای دارویی علف هرز مجذوب شده بود.

cowage is often found in tropical regions around the world.

علف هرز اغلب در مناطق گرمسیری در سراسر جهان یافت می‌شود.

she decided to study the effects of cowage on human health.

او تصمیم گرفت اثرات علف هرز بر سلامت انسان را مطالعه کند.

cowage can be used in various traditional medicines.

می‌توان از علف هرز در انواع داروسازی‌های سنتی استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید