cowbanes

[ایالات متحده]/ˈkaʊbeɪnz/
[بریتانیا]/ˈkaʊbeɪnz/

ترجمه

n. بامبو با عمر طولانی; هملاک سمی

عبارات و ترکیب‌ها

cowbanes farm

مزرعه cowbanes

cowbanes milk

شیر cowbanes

cowbanes pasture

چمنزار cowbanes

cowbanes feed

خوراک cowbanes

cowbanes herd

گله cowbanes

cowbanes ranch

گاوداری cowbanes

cowbanes grazing

چرای cowbanes

cowbanes breeding

تکثیر cowbanes

cowbanes products

محصولات cowbanes

cowbanes industry

صنعت cowbanes

جملات نمونه

cowbanes are often found in rural areas.

cowbanes اغلب در مناطق روستایی یافت می‌شوند.

farmers need to be aware of cowbanes in their fields.

کشاورزان باید از وجود cowbanes در مزارع خود آگاه باشند.

some animals can be harmed by cowbanes.

برخی از حیوانات ممکن است در اثر cowbanes آسیب ببینند.

cowbanes can cause serious health issues for livestock.

cowbanes می‌تواند باعث مشکلات جدی سلامتی در دام‌ها شود.

it is important to identify cowbanes quickly.

شناسایی سریع cowbanes مهم است.

cowbanes thrive in damp, shaded areas.

cowbanes در مناطق مرطوب و سایه‌دار رشد می‌کنند.

removing cowbanes from pastures is essential.

حذف cowbanes از مراتع ضروری است.

some regions have laws against cowbanes.

برخی مناطق قوانین ضد cowbanes دارند.

education on cowbanes is crucial for farmers.

آموزش در مورد cowbanes برای کشاورزان بسیار مهم است.

research on cowbanes continues to evolve.

تحقیقات در مورد cowbanes همچنان در حال تکامل است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید