cozens of people
میلیونها نفر
cozens of ideas
میلیونها ایده
cozens of options
میلیونها گزینه
cozens of times
میلیونها بار
cozens of stories
میلیونها داستان
cozens of reasons
میلیونها دلیل
cozens of animals
میلیونها حیوان
cozens of friends
میلیونها دوست
cozens of choices
میلیونها انتخاب
cozens of moments
میلیونها لحظه
he cozens his friends into lending him money.
او دوستانش را فریب میدهد تا به او پول قرض دهند.
the con artist cozens the elderly out of their savings.
کلاهبردار پیران را از پساندازشان فریب میدهد.
she cozens her way into the exclusive club.
او با زیرکی و فریب وارد باشگاه انحصاری میشود.
he was cozened by false promises of wealth.
او با وعدههای دروغین ثروت فریب خورد.
don't let anyone cozen you into making a bad deal.
به هیچ وجه اجازه ندهید کسی شما را فریب دهد تا معامله بدی انجام دهید.
the clever fox cozens the unsuspecting rabbit.
روباه باهوش خرگوش غافلگیر را فریب میدهد.
he cozens his way through life with charm.
او با جذابیت از زندگی با فریب عبور میکند.
she cozens her colleagues to gain their trust.
او برای به دست آوردن اعتماد همکارانش آنها را فریب میدهد.
they cozened the tourists into buying fake souvenirs.
آنها گردشگران را فریب دادند تا سوغاتیهای تقلبی بخرند.
it’s easy to be cozened by a sweet talker.
فریب خوردن توسط یک خوشگوی آسان است.
cozens of people
میلیونها نفر
cozens of ideas
میلیونها ایده
cozens of options
میلیونها گزینه
cozens of times
میلیونها بار
cozens of stories
میلیونها داستان
cozens of reasons
میلیونها دلیل
cozens of animals
میلیونها حیوان
cozens of friends
میلیونها دوست
cozens of choices
میلیونها انتخاب
cozens of moments
میلیونها لحظه
he cozens his friends into lending him money.
او دوستانش را فریب میدهد تا به او پول قرض دهند.
the con artist cozens the elderly out of their savings.
کلاهبردار پیران را از پساندازشان فریب میدهد.
she cozens her way into the exclusive club.
او با زیرکی و فریب وارد باشگاه انحصاری میشود.
he was cozened by false promises of wealth.
او با وعدههای دروغین ثروت فریب خورد.
don't let anyone cozen you into making a bad deal.
به هیچ وجه اجازه ندهید کسی شما را فریب دهد تا معامله بدی انجام دهید.
the clever fox cozens the unsuspecting rabbit.
روباه باهوش خرگوش غافلگیر را فریب میدهد.
he cozens his way through life with charm.
او با جذابیت از زندگی با فریب عبور میکند.
she cozens her colleagues to gain their trust.
او برای به دست آوردن اعتماد همکارانش آنها را فریب میدهد.
they cozened the tourists into buying fake souvenirs.
آنها گردشگران را فریب دادند تا سوغاتیهای تقلبی بخرند.
it’s easy to be cozened by a sweet talker.
فریب خوردن توسط یک خوشگوی آسان است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید