crab legs
سرپای خرچنگ
crab cake
کیک خرچنگ
soft-shell crab
خرچنگ با پوست نرم
crab meat
گوشت خرچنگ
river crab
خرچنگ رودخانهای
mitten crab
خرچنگ دستکشدار
swimming crab
خرچنگ شناگر
king crab
خرچنگ شاه
hairy crab
خرچنگ پشمالو
horseshoe crab
خارپشت دریایی
hermit crab
خرچنگ خاکی
steamed crab
خرچنگ بخارپز
fiddler crab
خرچنگ ویولنی
green crab
خرچنگ سبز
blue crab
خرچنگ آبی
crab salad
سالاد خرچنگ
The horseshoe crab isn't really a crab at all.
لاکپشت دریایی به هیچ وجه صدفدار نیست.
a crabs in uh basket.
یک صدف در سبد.
The horseshoe crab is not a true crab.
لاکپشت دریایی یک صدفدار واقعی نیست.
a crab in the process of regenerating a claw.
یک صدف در حال بازسازی پنجه.
a crab burger, a tofu burger.
یک همبرگر خرچنگ، یک همبرگر توفو.
The fish and crabs scavenge for decaying tissue.
ماهیها و صدفها برای یافتن بافتهای در حال پوسیدگی جستجو میکنند.
you’re trying to crab my act.
شما سعی می کنید عملکرد من را تقلید کنید.
crab on a bed of mixed salad.
صدف روی تخت سبزیجات مخلوط.
All the shops on the seafront had crab for sale.
همه مغازههای کنار دریا صدف برای فروش داشتند.
on picnics, I would crab about sand in my food.
در پیکنیکها، در مورد شن و ماسه در غذایم غر میزدم.
Baits: Crab, worm, Bass yabby, freshwater yabby, chicken.
طعمهها: خرچنگ، کرم، لابرا، خرچنگ آب شیرین، مرغ.
Don't stow the hairy crab up to the deckhead. You have to keep some space for cooling.
صدف کرکدار را تا بالای عرشه نیندازید. باید فضای کافی برای خنک کردن نگه دارید.
The claws of a crab are used for grasping things,especially food.
پنجههای صدف برای گرفتن چیزها، به خصوص غذا استفاده میشوند.
A male hermit crab had found a very big cultch, was then clean the shell cleaning up, has made own house.
یک صدفدار نر یک محل سکونت بسیار بزرگ پیدا کرد، سپس شروع به تمیز کردن پوسته کرد و خانه خود را ساخت.
As we wade through the lucid pool, small fish dart among mangrove roots that spider in all directions, and crabs skitter into hiding.
همانطور که از استخر شفاف عبور می کنیم، ماهی های کوچک در میان ریشه های حرا که در همه جهات پخش می شوند، شنا می کنند و صدف ها برای پنهان شدن به سرعت حرکت می کنند.
Depth and particle size were primary and secondary environment variables that influence the community structure of brachyuran crabs in the present geographic region.
عمق و اندازه ذرات متغیرهای محیطی اصلی و ثانوی بودند که بر ساختار جامعه صدفهای دشتزی در منطقه جغرافیایی فعلی تأثیر میگذارند.
For example the requirement of tall crab counterglow and difference in temperature of day and night feeds an apple without delicacy far so tall;
به عنوان مثال، نیاز به درخشش صدف بلند و تفاوت در دمای روز و شب، سیبی را بدون ظرافت و بسیار بلند سیر می کند.
crab legs
سرپای خرچنگ
crab cake
کیک خرچنگ
soft-shell crab
خرچنگ با پوست نرم
crab meat
گوشت خرچنگ
river crab
خرچنگ رودخانهای
mitten crab
خرچنگ دستکشدار
swimming crab
خرچنگ شناگر
king crab
خرچنگ شاه
hairy crab
خرچنگ پشمالو
horseshoe crab
خارپشت دریایی
hermit crab
خرچنگ خاکی
steamed crab
خرچنگ بخارپز
fiddler crab
خرچنگ ویولنی
green crab
خرچنگ سبز
blue crab
خرچنگ آبی
crab salad
سالاد خرچنگ
The horseshoe crab isn't really a crab at all.
لاکپشت دریایی به هیچ وجه صدفدار نیست.
a crabs in uh basket.
یک صدف در سبد.
The horseshoe crab is not a true crab.
لاکپشت دریایی یک صدفدار واقعی نیست.
a crab in the process of regenerating a claw.
یک صدف در حال بازسازی پنجه.
a crab burger, a tofu burger.
یک همبرگر خرچنگ، یک همبرگر توفو.
The fish and crabs scavenge for decaying tissue.
ماهیها و صدفها برای یافتن بافتهای در حال پوسیدگی جستجو میکنند.
you’re trying to crab my act.
شما سعی می کنید عملکرد من را تقلید کنید.
crab on a bed of mixed salad.
صدف روی تخت سبزیجات مخلوط.
All the shops on the seafront had crab for sale.
همه مغازههای کنار دریا صدف برای فروش داشتند.
on picnics, I would crab about sand in my food.
در پیکنیکها، در مورد شن و ماسه در غذایم غر میزدم.
Baits: Crab, worm, Bass yabby, freshwater yabby, chicken.
طعمهها: خرچنگ، کرم، لابرا، خرچنگ آب شیرین، مرغ.
Don't stow the hairy crab up to the deckhead. You have to keep some space for cooling.
صدف کرکدار را تا بالای عرشه نیندازید. باید فضای کافی برای خنک کردن نگه دارید.
The claws of a crab are used for grasping things,especially food.
پنجههای صدف برای گرفتن چیزها، به خصوص غذا استفاده میشوند.
A male hermit crab had found a very big cultch, was then clean the shell cleaning up, has made own house.
یک صدفدار نر یک محل سکونت بسیار بزرگ پیدا کرد، سپس شروع به تمیز کردن پوسته کرد و خانه خود را ساخت.
As we wade through the lucid pool, small fish dart among mangrove roots that spider in all directions, and crabs skitter into hiding.
همانطور که از استخر شفاف عبور می کنیم، ماهی های کوچک در میان ریشه های حرا که در همه جهات پخش می شوند، شنا می کنند و صدف ها برای پنهان شدن به سرعت حرکت می کنند.
Depth and particle size were primary and secondary environment variables that influence the community structure of brachyuran crabs in the present geographic region.
عمق و اندازه ذرات متغیرهای محیطی اصلی و ثانوی بودند که بر ساختار جامعه صدفهای دشتزی در منطقه جغرافیایی فعلی تأثیر میگذارند.
For example the requirement of tall crab counterglow and difference in temperature of day and night feeds an apple without delicacy far so tall;
به عنوان مثال، نیاز به درخشش صدف بلند و تفاوت در دمای روز و شب، سیبی را بدون ظرافت و بسیار بلند سیر می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید