claws

[ایالات متحده]/klɔːz/
[بریتانیا]/klɔːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرم جمع چنگال، اشاره به ناخن‌های تیز و منحنی حیوانات؛ چنگک‌های سخت‌پوستان؛ گیره‌ها یا دستگاه‌های به شکل چنگال؛ چنگال‌های مکانیکی
v. به چنگال‌ها یا چنگک‌ها گرفتن یا تصرف کردن

عبارات و ترکیب‌ها

sharp claws

چنگال‌های تیز

claws out

چنگال‌ها بیرون

claws extended

چنگال‌های کشیده شده

claws ready

چنگال‌های آماده

claws bared

چنگال‌های نمایان

claws gripping

چنگال‌های در حال گرفتن

claws digging

چنگال‌های در حال کندن

claws raised

چنگال‌های بالا آمده

claws clicking

کلیک کردن چنگال‌ها

claws snapping

چنگال‌ها در حال گاز زدن

جملات نمونه

the cat used its claws to climb the tree.

گربه از پنجه‌هایش برای بالا رفتن از درخت استفاده کرد.

birds have sharp claws for catching prey.

پرندگان برای گرفتن طعمه پنجه‌های تیز دارند.

she painted her nails to resemble animal claws.

او ناخن‌هایش را به گونه‌ای رنگ کرد که شبیه پنجه حیوانات باشد.

the bear's claws were powerful and intimidating.

پنجه‌های خرس قدرتمند و ترسناک بودند.

he felt the claws of the dog digging into his arm.

او احساس کرد پنجه‌های سگ در حال فرو رفتن در بازوی او هستند.

some reptiles have retractable claws for hunting.

برخی از خزندگان پنجه‌های جمع‌شونده برای شکار دارند.

the lion's claws are essential for its survival.

پنجه‌های شیر برای بقای آن ضروری هستند.

she was careful not to get scratched by the cat's claws.

او مراقب بود تا توسط پنجه‌های گربه خراشی نگیرد.

claws can be a sign of aggression in animals.

پنجه‌ها می‌توانند نشانه‌ای از پرخاشگری در حیوانات باشند.

he admired the intricate patterns on the claws of the crab.

او به الگوهای پیچیده روی پنجه‌های خرچنگ علاقه داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید