crabgrasses

[ایالات متحده]/ˈkræbˌɡrɑːsɪz/
[بریتانیا]/ˈkræbˌɡræsɪz/

ترجمه

n. نوعی علف هرز

عبارات و ترکیب‌ها

crabgrasses growth

رشد علف‌های هرز گزنی

crabgrasses control

کنترل علف‌های هرز گزنی

crabgrasses habitat

زیستگاه علف‌های هرز گزنی

crabgrasses species

گونه‌های علف‌های هرز گزنی

crabgrasses management

مدیریت علف‌های هرز گزنی

crabgrasses invasion

تهاجم علف‌های هرز گزنی

crabgrasses distribution

توزیع علف‌های هرز گزنی

crabgrasses ecology

اکولوژی علف‌های هرز گزنی

crabgrasses diversity

تنوع علف‌های هرز گزنی

جملات نمونه

crabgrasses can often be found in wetlands.

چمن‌های گز می‌توانند اغلب در مناطق مرطوب یافت شوند.

farmers often struggle with controlling crabgrasses.

کشاورزان اغلب برای کنترل چمن‌های گز تلاش می‌کنند.

crabgrasses are known to thrive in sandy soils.

چمن‌های گز به دلیل رشد خوب در خاک‌های شنی شناخته شده‌اند.

many gardeners consider crabgrasses a nuisance.

بسیاری از باغبانان چمن‌های گز را آزاردهنده می‌دانند.

crabgrasses can spread quickly if not managed.

اگر مدیریت نشوند، چمن‌های گز می‌توانند به سرعت گسترش یابند.

some species of crabgrasses are edible.

برخی از گونه‌های چمن‌های گز قابل خوردن هستند.

controlling crabgrasses requires proper techniques.

کنترل چمن‌های گز نیاز به تکنیک‌های مناسب دارد.

crabgrasses can compete with other plants for nutrients.

چمن‌های گز می‌توانند با سایر گیاهان برای مواد مغذی رقابت کنند.

research is being done on crabgrasses' ecological impact.

تحقیقات در مورد تأثیرات زیست‌محیطی چمن‌های گز در حال انجام است.

crabgrasses are often mistaken for other grass types.

چمن‌های گز اغلب با انواع دیگر چمن اشتباه گرفته می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید