crackdowns

[ایالات متحده]/ˈkrækdaʊnz/
[بریتانیا]/ˈkrækdaʊnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اقدام‌های شدید برای محدود کردن یا کنترل چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

police crackdowns

کشف و خنثی‌سازی پلیس

government crackdowns

کشف و خنثی‌سازی دولتی

drug crackdowns

کشف و خنثی‌سازی مواد مخدر

crackdowns on crime

کشف و خنثی‌سازی جرایم

crackdowns on protests

کشف و خنثی‌سازی اعتراضات

brutal crackdowns

کشف و خنثی‌سازی وحشیانه

crackdowns on corruption

کشف و خنثی‌سازی فساد

military crackdowns

کشف و خنثی‌سازی نظامی

swift crackdowns

کشف و خنثی‌سازی سریع

targeted crackdowns

کشف و خنثی‌سازی هدفمند

جملات نمونه

the government announced new crackdowns on illegal activities.

دولت محدودیت‌های جدیدی را در مورد فعالیت‌های غیرقانونی اعلام کرد.

there have been several crackdowns on drug trafficking in the region.

در این منطقه چندین عملیات سرکوب قاچاق مواد مخدر وجود داشته است.

crackdowns on corruption have increased in the past year.

عملیات سرکوب فساد در سال گذشته افزایش یافته است.

the police carried out crackdowns on street racing.

پلیس عملیات سرکوب مسابقات خیابانی انجام داد.

crackdowns on tax evasion are becoming more common.

عملیات سرکوب فرار مالیاتی رایج تر شده است.

there are ongoing crackdowns on human trafficking networks.

عملیات سرکوب شبکه‌های قاچاق انسان در حال انجام است.

environmental crackdowns are necessary to protect wildlife.

عملیات سرکوب زیست محیطی برای محافظت از حیات وحش ضروری است.

businesses are facing crackdowns for violating labor laws.

شرکت‌ها به دلیل نقض قوانین کار با عملیات سرکوب مواجه هستند.

public protests led to crackdowns on dissent.

تظاهرات عمومی منجر به سرکوب مخالفان شد.

the city implemented crackdowns to reduce noise pollution.

شهر برای کاهش آلودگی صوتی، عملیات سرکوب را اجرا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید