| جمع | clampdowns |
impose a clampdown
تحمیل یک سرکوب
The government announced a clampdown on illegal immigration.
دولت اعلام کرد که محدودیتهایی را بر ورود غیرقانونی مهاجران اعمال میکند.
The police are conducting a clampdown on drug trafficking in the area.
پلیس در حال انجام عملیاتی برای مهار قاچاق مواد مخدر در این منطقه است.
There was a clampdown on freedom of speech in the country.
در این کشور، آزادی بیان محدود شد.
The company implemented a clampdown on unauthorized overtime.
شرکت، محدودیتهایی را برای اضافه کاری غیرمجاز اعمال کرد.
The school imposed a clampdown on bullying behavior.
مدرسه، محدودیتهایی را برای رفتار زورگویی اعمال کرد.
The authorities are planning a clampdown on tax evasion.
مقامات در حال برنامهریزی برای مهار فرار مالیاتی هستند.
There has been a clampdown on illegal parking in the city center.
محدودیتهایی برای پارک غیرقانونی در مرکز شهر اعمال شده است.
The company's new policy signals a clampdown on workplace harassment.
سیاست جدید شرکت نشاندهنده محدودیتهایی برای آزار و اذیت در محل کار است.
The government is considering a clampdown on online hate speech.
دولت در حال بررسی محدودیتهایی برای سخنان نفرت انگیز در فضای آنلاین است.
The union threatened a strike in response to the company's clampdown on benefits.
اتحادیه در پاسخ به محدودیتهای شرکت در زمینه مزایا، تهدید به اعتصاب کرد.
impose a clampdown
تحمیل یک سرکوب
The government announced a clampdown on illegal immigration.
دولت اعلام کرد که محدودیتهایی را بر ورود غیرقانونی مهاجران اعمال میکند.
The police are conducting a clampdown on drug trafficking in the area.
پلیس در حال انجام عملیاتی برای مهار قاچاق مواد مخدر در این منطقه است.
There was a clampdown on freedom of speech in the country.
در این کشور، آزادی بیان محدود شد.
The company implemented a clampdown on unauthorized overtime.
شرکت، محدودیتهایی را برای اضافه کاری غیرمجاز اعمال کرد.
The school imposed a clampdown on bullying behavior.
مدرسه، محدودیتهایی را برای رفتار زورگویی اعمال کرد.
The authorities are planning a clampdown on tax evasion.
مقامات در حال برنامهریزی برای مهار فرار مالیاتی هستند.
There has been a clampdown on illegal parking in the city center.
محدودیتهایی برای پارک غیرقانونی در مرکز شهر اعمال شده است.
The company's new policy signals a clampdown on workplace harassment.
سیاست جدید شرکت نشاندهنده محدودیتهایی برای آزار و اذیت در محل کار است.
The government is considering a clampdown on online hate speech.
دولت در حال بررسی محدودیتهایی برای سخنان نفرت انگیز در فضای آنلاین است.
The union threatened a strike in response to the company's clampdown on benefits.
اتحادیه در پاسخ به محدودیتهای شرکت در زمینه مزایا، تهدید به اعتصاب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید