crackled

[ایالات متحده]/ˈkræk.əld/
[بریتانیا]/ˈkræk.əld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای ترک‌ها یا سطح ترد

عبارات و ترکیب‌ها

crackled fire

آتش دانه دانه

crackled sound

صدای دانه دانه

crackled voice

صدای دانه دانه

crackled surface

سطح دانه دانه

crackled leaves

برگ های دانه دانه

crackled popcorn

پاپ کورن دانه دانه

crackled electricity

برق دانه دانه

crackled skin

پوست دانه دانه

crackled radio

رادیوی دانه دانه

crackled paint

رنگ دانه دانه

جملات نمونه

the fire crackled in the fireplace.

آتش در شومینه زبانه می کشید.

as the storm approached, the thunder crackled in the distance.

همانطور که طوفان نزدیک می شد، رعد و برق در دوردست زبانه می کشید.

she crackled with excitement when she heard the news.

وقتی خبر را شنید، از هیجان برق می زد.

the old vinyl record crackled as it played.

همانطور که پخش می شد، صفحه وینیل قدیمی زوزه می کشید.

the leaves crackled underfoot as we walked through the forest.

همانطور که از میان جنگل عبور می کردیم، برگ ها زیر پایمان ترک می خوردند.

his voice crackled over the radio.

صدای او از طریق رادیو زوزه می کشید.

the fireworks crackled and lit up the night sky.

آتش بازی ها زبانه می کشیدند و آسمان شب را روشن کردند.

she crackled with energy during the performance.

در طول اجرا، او با انرژی برق می زد.

the ice crackled as we skated across the pond.

همانطور که روی برکه اسکیت می کردیم، یخ ترک می خورد.

the speaker crackled before the announcement was made.

قبل از اعلام، بلندگو زوزه می کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید