crackled fire
آتش دانه دانه
crackled sound
صدای دانه دانه
crackled voice
صدای دانه دانه
crackled surface
سطح دانه دانه
crackled leaves
برگ های دانه دانه
crackled popcorn
پاپ کورن دانه دانه
crackled electricity
برق دانه دانه
crackled skin
پوست دانه دانه
crackled radio
رادیوی دانه دانه
crackled paint
رنگ دانه دانه
the fire crackled in the fireplace.
آتش در شومینه زبانه می کشید.
as the storm approached, the thunder crackled in the distance.
همانطور که طوفان نزدیک می شد، رعد و برق در دوردست زبانه می کشید.
she crackled with excitement when she heard the news.
وقتی خبر را شنید، از هیجان برق می زد.
the old vinyl record crackled as it played.
همانطور که پخش می شد، صفحه وینیل قدیمی زوزه می کشید.
the leaves crackled underfoot as we walked through the forest.
همانطور که از میان جنگل عبور می کردیم، برگ ها زیر پایمان ترک می خوردند.
his voice crackled over the radio.
صدای او از طریق رادیو زوزه می کشید.
the fireworks crackled and lit up the night sky.
آتش بازی ها زبانه می کشیدند و آسمان شب را روشن کردند.
she crackled with energy during the performance.
در طول اجرا، او با انرژی برق می زد.
the ice crackled as we skated across the pond.
همانطور که روی برکه اسکیت می کردیم، یخ ترک می خورد.
the speaker crackled before the announcement was made.
قبل از اعلام، بلندگو زوزه می کشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید