sizzled

[ایالات متحده]/ˈsɪzd/
[بریتانیا]/ˈsɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته participle از sizzle؛ به خوبی عمل کردن، به آرامی پیش رفتن؛ در حین پخت و پز صدای سوت زدن ایجاد کردن، سوزاندن؛ به شدت صحبت کردن یا توهین کردن

عبارات و ترکیب‌ها

sizzled steak

استیک داغ

sizzled shrimp

میگو داغ

sizzled vegetables

سبزیجات داغ

sizzled bacon

بیکن داغ

sizzled chicken

مرغ داغ

sizzled fish

ماهی داغ

sizzled onions

پیاز داغ

sizzled sausage

سوسیس داغ

sizzled tofu

توفو داغ

sizzled fajitas

فخیتا داغ

جملات نمونه

the steak sizzled on the grill.

استیک روی گریل جلز ولز می‌کرد.

the bacon sizzled in the pan.

بیکن در تابه جلز ولز می‌شد.

as the sun set, the city sizzled with energy.

همانطور که خورشید غروب می‌کرد، شهر مملو از انرژی جلز ولز می‌شد.

the fireworks sizzled in the night sky.

آتش‌بازی‌ها در آسمان شب جلز ولز می‌شدند.

the hot oil sizzled as i added the vegetables.

روغن داغ هنگام اضافه کردن سبزیجات جلز ولز می‌شد.

she sizzled with excitement at the concert.

او از هیجان در کنسرت جلز ولز می‌شد.

the summer heat sizzled in the air.

گرماي تابستان در هوا جلز ولز می‌شد.

the chicken sizzled as it cooked.

مرغ هنگام پختن جلز ولز می‌شد.

he sizzled with confidence during the presentation.

او در طول ارائه با اعتماد به نفس جلز ولز می‌شد.

the grill sizzled with the sound of burgers cooking.

گریل با صدای پختن همبرگرها جلز ولز می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید