sizzled steak
استیک داغ
sizzled shrimp
میگو داغ
sizzled vegetables
سبزیجات داغ
sizzled bacon
بیکن داغ
sizzled chicken
مرغ داغ
sizzled fish
ماهی داغ
sizzled onions
پیاز داغ
sizzled sausage
سوسیس داغ
sizzled tofu
توفو داغ
sizzled fajitas
فخیتا داغ
the steak sizzled on the grill.
استیک روی گریل جلز ولز میکرد.
the bacon sizzled in the pan.
بیکن در تابه جلز ولز میشد.
as the sun set, the city sizzled with energy.
همانطور که خورشید غروب میکرد، شهر مملو از انرژی جلز ولز میشد.
the fireworks sizzled in the night sky.
آتشبازیها در آسمان شب جلز ولز میشدند.
the hot oil sizzled as i added the vegetables.
روغن داغ هنگام اضافه کردن سبزیجات جلز ولز میشد.
she sizzled with excitement at the concert.
او از هیجان در کنسرت جلز ولز میشد.
the summer heat sizzled in the air.
گرماي تابستان در هوا جلز ولز میشد.
the chicken sizzled as it cooked.
مرغ هنگام پختن جلز ولز میشد.
he sizzled with confidence during the presentation.
او در طول ارائه با اعتماد به نفس جلز ولز میشد.
the grill sizzled with the sound of burgers cooking.
گریل با صدای پختن همبرگرها جلز ولز میشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید