cracksman

[ایالات متحده]/ˈkræksmən/
[بریتانیا]/ˈkræksmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دزد، به ویژه کسی که به ساختمان‌ها وارد می‌شود؛ سارق منزل
Word Forms
جمعcracksmen

عبارات و ترکیب‌ها

cracksman at work

سارقی که در حال کار است

famous cracksman

سارق مشهور

cracksman skills

مهارت‌های سارق

cracksman in action

سارق در حال عمل

clever cracksman

سارق باهوش

notorious cracksman

سارق بدنام

cracksman techniques

تکنیک‌های سارق

cracksman profile

پروفایل سارق

experienced cracksman

سارق با تجربه

cracksman reputation

شهرت سارق

جملات نمونه

the cracksman was caught during the robbery.

سارقان در حین سرقت دستگیر شدند.

he was known as a skilled cracksman in the underworld.

او به عنوان یک سارق ماهر در دنیای زیرزمینی شناخته می شد.

the police set a trap to catch the cracksman.

پلیس برای دستگیری سارق یک تله گذاشت.

a cracksman often uses various tools to break in.

یک سارق اغلب از ابزارهای مختلف برای ورود استفاده می کند.

the cracksman's reputation spread through the city.

شهرت سارق در سراسر شهر پخش شد.

they hired a cracksman to help with the heist.

آنها برای کمک به سرقت، یک سارق استخدام کردند.

after years of crime, the cracksman decided to retire.

پس از سال ها جرم و جنایت، سارق تصمیم گرفت بازنشسته شود.

the cracksman's methods were highly sophisticated.

روش های سارق بسیار پیچیده بود.

many feared the cracksman would strike again.

بسیاری از مردم از این می ترسیدند که سارق دوباره دست به کار شود.

detectives studied the cracksman's escape route.

ماموران پلیس مسیر فرار سارق را بررسی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید