clever craftinesses
ذکاوت های باهوش
deceptive craftinesses
حیله گرایانه های فریبنده
subtle craftinesses
حیله گرایانه های ظریف
artful craftinesses
حیله گرایانه های هنرمندانه
cunning craftinesses
حیله گرایانه های زیرکانه
sly craftinesses
حیله گرایانه های حیله گر
ingenious craftinesses
حیله گرایانه های خلاقانه
calculating craftinesses
حیله گرایانه های محاسبه گر
shrewd craftinesses
حیله گرایانه های زیرکانه
resourceful craftinesses
حیله گرایانه های با منابع
his craftinesses often get him out of tricky situations.
زیرکیهای او اغلب به او کمک میکنند از موقعیتهای دشوار خارج شود.
she admired his craftinesses in negotiations.
او تحسین او را در مذاکرات به دلیل زیرکیاش میکرد.
the craftinesses of the fox are well-known in folklore.
زیرکی روباه در فولکلور به خوبی شناخته شده است.
in business, craftinesses can sometimes lead to success.
در کسب و کار، زیرکی گاهی اوقات می تواند منجر به موفقیت شود.
his craftinesses were evident in the way he solved problems.
زیرکیهای او در نحوه حل مشکلات آشکار بود.
the old man was known for his craftinesses in the market.
آن مرد پیر به دلیل زیرکیهایش در بازار شناخته شده بود.
craftinesses can be both an asset and a liability.
زیرکی میتواند هم یک دارایی و هم یک مسئولیت باشد.
many admired her craftinesses in planning the event.
بسیاری از مردم از زیرکیهای او در برنامهریزی رویداد تحسین کردند.
his craftinesses helped him navigate the competitive landscape.
زیرکیهای او به او کمک کرد تا از میان چشمانداز رقابتی عبور کند.
she often relied on her craftinesses to get what she wanted.
او اغلب به زیرکیهای خود متکی بود تا آنچه میخواست به دست آورد.
clever craftinesses
ذکاوت های باهوش
deceptive craftinesses
حیله گرایانه های فریبنده
subtle craftinesses
حیله گرایانه های ظریف
artful craftinesses
حیله گرایانه های هنرمندانه
cunning craftinesses
حیله گرایانه های زیرکانه
sly craftinesses
حیله گرایانه های حیله گر
ingenious craftinesses
حیله گرایانه های خلاقانه
calculating craftinesses
حیله گرایانه های محاسبه گر
shrewd craftinesses
حیله گرایانه های زیرکانه
resourceful craftinesses
حیله گرایانه های با منابع
his craftinesses often get him out of tricky situations.
زیرکیهای او اغلب به او کمک میکنند از موقعیتهای دشوار خارج شود.
she admired his craftinesses in negotiations.
او تحسین او را در مذاکرات به دلیل زیرکیاش میکرد.
the craftinesses of the fox are well-known in folklore.
زیرکی روباه در فولکلور به خوبی شناخته شده است.
in business, craftinesses can sometimes lead to success.
در کسب و کار، زیرکی گاهی اوقات می تواند منجر به موفقیت شود.
his craftinesses were evident in the way he solved problems.
زیرکیهای او در نحوه حل مشکلات آشکار بود.
the old man was known for his craftinesses in the market.
آن مرد پیر به دلیل زیرکیهایش در بازار شناخته شده بود.
craftinesses can be both an asset and a liability.
زیرکی میتواند هم یک دارایی و هم یک مسئولیت باشد.
many admired her craftinesses in planning the event.
بسیاری از مردم از زیرکیهای او در برنامهریزی رویداد تحسین کردند.
his craftinesses helped him navigate the competitive landscape.
زیرکیهای او به او کمک کرد تا از میان چشمانداز رقابتی عبور کند.
she often relied on her craftinesses to get what she wanted.
او اغلب به زیرکیهای خود متکی بود تا آنچه میخواست به دست آورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید