crappy

[ایالات متحده]/'kræpɪ/
[بریتانیا]/'kræpi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بسیار بی‌کیفیت; بی‌ارزش; پایین‌تر
Word Forms
صفت عالیcrappiest
صفت تفضیلیcrappier

جملات نمونه

I had a crappy day at work.

من یک روز کاری خیلی بد داشتم.

The food at that restaurant was really crappy.

غذا در آن رستوران واقعا افتضاح بود.

She bought a crappy old car for cheap.

او یک ماشین قدیمی و افتضاح ارزان خرید.

The hotel room had a crappy view.

اتاق هتل منظره ای افتضاح داشت.

I hate wearing these crappy shoes.

من از پوشیدن این کفش های افتضاح متنفرم.

The weather turned out to be crappy for our picnic.

هوا برای پیک نیک ما خیلی بد شد.

The movie got crappy reviews from critics.

فیلم از منتقدان نظرات منفی گرفت.

I can't believe I paid for this crappy service.

باورم نمی‌شود برای این سرویس افتضاحی که پرداخت کردم.

He always has crappy excuses for being late.

او همیشه بهانه‌های افتضاحی برای دیر رسیدن دارد.

The crappy quality of the product disappointed me.

کیفیت افتضاح محصول باعث ناامید شدن من شد.

نمونه‌های واقعی

And the crappy plays, trust me, were not intentionally crappy.

و نمایش‌های افتضاری، باور کنید، عمداً افتضاری نبودند.

منبع: Actor Dialogue (Bilingual Selection)

If you're crappy, say you're crappy!

اگر افتضایی، بگو که افتضایی!

منبع: TEDx

While that's true, it also misses out how utterly crappy their relationship sometimes was.

در حالی که این درست است، از دست می‌دهد که رابطه آنها گاهی اوقات چقدر افتضاری بود.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

If you're gonna be a crappy teacher, then I'm gonna be a crappy student.

اگر می‌خواهید یک معلم افتضایی باشید، من هم یک دانش‌آموز افتضایی خواهم بود.

منبع: The Big Bang Theory Season 8

You ever had a crappy day, O'Malley? I mean, really, really crappy.

تا حالا یک روز افتضاری داشتی، او مالِی؟ یعنی واقعاً، واقعاً افتضاری.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

Crappy merlot might explain the mutual amnesia.

شربت افتضاری ممکن است توضیح دهد که چرا حافظه مشترک ندارند.

منبع: Lost Girl Season 2

But mostly at this... at this crappy situation.

اما بیشتر در این... در این وضعیت افتضاری.

منبع: Desperate Housewives Season 7

A crappy old lighter is not a sucky gift.

یک روشن‌کننده قدیمی افتضاری هدیه بدی نیست.

منبع: Modern Family - Season 04

The music was crappy but I danced a lot anyway.

موسیقی افتضاری بود اما من با این وجود زیاد رقصیدم.

منبع: Oxford University: IELTS Foreign Teacher Course

The sugar keeps you hungry and feeling lethargic and crappy.

شکر شما را گرسنه و بی‌حوصله و افتضاری نگه می‌دارد.

منبع: WIL Life Revelation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید